
.
اگر پول از دین جدا شود، دنیای روحانی و معنوی دچار تحولی عمیق خواهد شد.
شاید این سوال برای بسیاری از ما پیش آمده باشد که اگر دین دیگر از منابع مالی و قدرتهای اقتصادی تهی باشد، چه بر سر این نهاد میآید؟!
جواب این سوال در عمق تاریخ و تجربههای بشر پنهان است. عزیز نسین، نویسندهی بزرگ ترکیهای، در یکی از جملات پرمعنایش میگوید: «پول را از دین جدا کنید، نتیجه چه میشود؟ دیگر نه آخوندی میماند، نه کشیشی، نه مؤبدی، نه راهبی، نه خاخامی و نه زیارتگاهی.» این جمله، در ظاهر ساده، اما در عمق خود نقدی شجاعانه و عمیق از نقش دین در جوامع انسانی است.
دین، در طول تاریخ، بهعنوان ابزاری معنوی برای راهنمایی انسانها در جستجوی حقیقت و آرامش روحی ظاهر شد. اما چه اتفاقی میافتد زمانی که این ابزار، بهجای هدایت و راهگشایی، به ابزاری برای جمعآوری ثروت و اعمال سلطه تبدیل میشود؟ وقتی دین بهجای آنکه به انسانها برای رسیدن به حقیقت و معنویت کمک کند، بهوسیلهای برای جمعآوری پول و قدرت بدل میشود، دیگر اثری از سادگی، صداقت و معنویت در آن باقی نمیماند.
بهراستی، دین وقتی به صنعت تبدیل میشود، چه بر سر انسانها میآید؟ در بسیاری از جوامع، دین به نهادهایی پولساز و سیاسی تبدیل شده که در آن، حقیقت و معنویت به حاشیه رفتهاند و هدف اصلی، نه هدایت انسانها بهسوی نیکی، بلکه جمعآوری ثروت و قدرت است. این نهادها با وعدههای بهشت و بخشش گناهان، مردم را به سوی خود جذب میکنند و در ازای آن، نه تنها ثروتهای هنگفتی جمعآوری میکنند، بلکه کنترلهای فکری و اجتماعی نیز بهدست میآورند.
آیا این همان دینی است که بشر بهدنبال آن بوده است؟ آیا این همان آموزههایی است که به انسانها امید و آرامش میبخشید؟ یا اینکه این دین تبدیل به یک صنعت فریبکار شده است که در آن، به جای حقیقت، فقط پول و قدرت حرف اول را میزنند؟
در این وضعیت، آیا بشر هیچ بهرهای از دین برده است؟ قطعاً نه. در حقیقت، دین در چنین شرایطی برای بشر جز بدبختی و اسارت چیزی بههمراه نداشته است. این دین، دیگر نه بهعنوان راهی برای ارتباط با خدا و تعالی روحی، بلکه بهعنوان ابزاری برای فریب و سلطهگری عمل میکند. نهادهای دینی با استفاده از احساسات مذهبی مردم، آنان را به سوی خود میکشانند و در ازای آن، بهجای روحانی کردن افراد، آنان را در دام وابستگیهای مالی و اجتماعی گرفتار میکنند.
اگر پول از دین جدا شود، آنگاه شاید دیگر خبری از این نهادهای فاسد و پولساز نباشد. در این صورت، دین دوباره به معنای حقیقی خود باز میگردد؛ یعنی راهی برای رشد روحی، اخلاقی و معنوی انسانها. دیگر اثری از تجارتهای مذهبی، ریاکاریهای دینی و سوءاستفاده از باورهای مردم نخواهد بود. دین بهجای آنکه به ابزاری برای سلطه تبدیل شود، به چیزی ساده و خالص تبدیل خواهد شد که تنها به خدمت انسان و رشد معنوی او میپردازد.
در نهایت، اگر دین از این ساختارهای فاسد جدا شود، نهتنها فساد از آن رخت بر میبندد، بلکه امکان تحقق معنویت واقعی برای بشر فراهم میشود. دینی که بهجای پول و قدرت، به انسانها محبت، آرامش و راهنمایی میبخشد، دینی است که میتواند انسانها را بهسوی حقیقت هدایت کند و نه بهسوی بدبختی و فریب.
پس، شاید زمان آن رسیده باشد که دین را از این صنعت پولسازی جدا کنیم و به آن هویتی جدید و معنوی ببخشیم، هویتی که هدفش فقط و فقط رشد روحانی انسانها باشد و نه تسلط بر آنها.
.
کانال را با دیگران به اشتراک بگذارید.
@AftabkaranAzadi
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت