
.
جمهوری اسلامی امروز در موقعیتی ایستاده است که هیچ فریب حقوقی یا روایت تبلیغاتی قادر به پوشاندن واقعیت آن نیست. مکانیزم ماشه، قطعنامه ۲۲۳۱ و سازوکار بازگشت تحریمها دیگر مفاهیم انتزاعی نیستند؛ آنها به معنای دقیق کلمه حکم بازگشت ایران به شرایط “ایزوله مطلق” در نظام بینالملل است.
آنچه به عنوان “۳۰ روز فرصت” تبلیغ میشود، بیشتر شبیه یک مُسکن خبری است تا واقعیت حقوقی و سیاسی. در عمل، سرنوشت در همان نیمهراه مشخص خواهد شد و پایان مهلت فقط جنبه اجرایی دارد. حتی از منظر حقوقی نیز، سازوکار ماشه یک فرآیند خودکار است: اگر شورای امنیت در بازه سیروزه قطعنامهای برای ادامه تعلیق تحریمها تصویب نکند، همه تحریمهای سازمان ملل بدون نیاز به رأیگیری مجدد بازمیگردند. این یعنی هیچ دیوان یا نهاد قضایی بینالمللی هم قادر به توقف آن نخواهد بود.
اینجا نقطهای است که باید با عریانی سیاسی سخن گفت. مشکل اصلی نه در وزارت خارجه است و نه در چند دیپلمات دستچندم که نقش کارگزار و پیامرسان بازی میکنند. دستگاه سیاست خارجی ایران سالهاست که از ابتکار و اراده تهی شده است. همه میدانند تصمیمهای کلان نه در ساختمان وزارت خارجه که در ساختار بسته و امنیتی حاکمیت گرفته میشود. بنابراین مسئولیت وضعیت کنونی بر دوش کلیت حاکمیت است که با لجاجت و تعلل، کشور را به لبه پرتگاه رسانده است.
اگر مذاکره قبح دارد، چرا سالهاست کانالهای غیرمستقیم از عمان تا قطر فعالاند؟ و اگر قبح ندارد، چرا مذاکره مستقیم و علنی با آمریکا تابو شده است؟ این تناقض، نتیجه یک سیاست فرصتسوز است که منافع ملی را فدای حیثیت ایدئولوژیک و محاسبات جناحی کرده است.
از زاویه داخلی، فشار اقتصادی به نقطهای رسیده که ادامه وضع موجود نه به “مقاومت”، بلکه به فروپاشی منجر میشود. جامعه ایرانی دیگر تحمل دورهای متوالی تحریم، تورم و بیافقی را ندارد. بیثباتی اقتصادی خود را در اعتراضات اجتماعی نشان داده و هر بار دامنه و شدت بیشتری پیدا کرده است.
در تاریخ روابط بینالملل هیچ حکومتی نتوانسته با انکار مذاکره دوام بیاورد. امپراتوریهای بزرگ در نهایت پشت میز مذاکره نشستند. جمهوری اسلامی اما مذاکره را حیثیتی کرده و این نگاه امروز به یک خطای مرگبار بدل شده است. حاکمیت باید بپذیرد که هزینه این خطا نه از حساب نهادهای امنیتی یا بیتهای قدرت، بلکه از سفره و جان مردم پرداخت میشود.
انتخاب امروز بسیار شفاف است: یا ورود فوری به مذاکره مستقیم با آمریکا برای جلوگیری از بازگشت تحریمها و مدیریت بحران، یا پذیرش سقوطی که نهتنها نظام سیاسی، بلکه ساختار اجتماعی و اقتصادی ایران را با خود خواهد برد. دیگر مجالی برای شعارهای “نرمش قهرمانانه” دیرهنگام وجود ندارد. کشور در وضعیت اورژانسی است.
کار از خواهش و توصیه گذشته است. کشور در یک پیچ تاریخی ایستاده است و مسئولیت سقوط احتمالی بهطور کامل بر عهده کلیت حاکمیت خواهد بود. تا امروز زمان زیادی تلف شده است و فردا برای هیچ تصمیمی دیر خواهد بود.
یا مذاکره مستقیم، یا سقوط قطعی. انتخابی که امروز حاکمیت انجام میدهد نهفقط سرنوشت جمهوری اسلامی، بلکه آینده ایران بهعنوان یک واحد سیاسی را تعیین خواهد کرد.
کانال را با دیگران به اشتراک بگذارید.
@AftabkaranAzad
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت