خانه / دادخواهي / وقتی واقعیت از لحن رسمی جمهوری اسلامی جلو می‌زند: قطعنامه‌ها آمده‌اند، اما تهران می‌گوید قانونی نیستند :حمیدآصفی

وقتی واقعیت از لحن رسمی جمهوری اسلامی جلو می‌زند: قطعنامه‌ها آمده‌اند، اما تهران می‌گوید قانونی نیستند :حمیدآصفی


یکی از بزرگ‌ترین خطاهای تحلیلی در مواجهه با مسئله ایران و قطعنامه‌های شورای امنیت، تقلیل آن به منازعه‌ای حقوقی است. این خطا، البته از سوی مقام‌های جمهوری اسلامی نیز تکرار می‌شود؛ وقتی وزیر خارجه می‌گوید این قطعنامه‌ها «سیاسی‌اند و نه حقوقی»، گویا تصور می‌کند با این جمله بار سنگین تحریم‌ها سبک‌تر می‌شود. اما این سخن، جز اعترافی ناخواسته به حقیقتی تلخ نیست: شورای امنیت اساساً رکن حقوقی سازمان ملل متحد نیست. آنچه در این شورا تصمیم‌سازی می‌شود، محصول چانه‌زنی پنج قدرت بزرگ است؛ پنج کشوری که وتویشان تعیین می‌کند کدام کشور محکوم، تحریم یا حتی اشغال شود.
✏️ درک این نکته کلیدی است: قطعنامه‌های شورای امنیت، هرچند به ظاهر در قالب اسناد بین‌المللی منتشر می‌شوند، در ذات خود ابزار سیاسی‌اند. آنها بیش از آنکه بازتاب قواعد حقوقی باشند، انعکاس توازن قوا و اراده قدرت‌های بزرگ هستند. حقوق بین‌الملل، در این چارچوب، نقابی است بر چهرهٔ ارادهٔ سیاسی قدرت‌ها.
✏️ با این حال، همین «نقاب» گاه بهانه‌ای می‌شود برای جدل‌های بی‌پایان و انحرافی. برخی می‌پرسند که آیا این قطعنامه‌ها اصلاً وجاهت حقوقی دارند یا خیر؟ پاسخ را باید در تجربه جست. دیوان بین‌المللی دادگستری در پرونده شکایت لیبی تصریح کرد که اگر کشوری به این جمع‌بندی برسد که قطعنامه‌ای خلاف حقوق بین‌الملل است و منافع حیاتی‌اش را تهدید می‌کند، می‌تواند از اجرای آن سر باز زند؛ البته به بهای پذیرش تمام پیامدهای سیاسی و اقتصادی آن. به زبان ساده، حتی حقوق بین‌الملل نیز اولویت را به «منافع ملی» می‌دهد، نه به تبعیت کورکورانه از تصمیمات شورای امنیت.

✏️ از همین‌جاست که بحث‌های حقوقی درباره «قانونی بودن یا نبودن» قطعنامه‌ها رنگ می‌بازد. در عرصه واقعی، هیچ دولتی منافع راهبردی خود را قربانی فرمالیسم حقوقی نمی‌کند. آنچه تعیین می‌کند قطعنامه‌ای اجرا شود یا نه، نه متون حقوقی بلکه قدرت، اراده و ظرفیت مقاومت کشورهاست.
✏️ پس، بازگشت قطعنامه‌های شورای امنیت علیه ایران را باید در متن سیاست فهمید، نه در حاشیهٔ حقوق. این قطعنامه‌ها نه محصول خط‌کشی‌های دقیق حقوقی، بلکه برآیند مناسبات ژئوپلیتیکی‌اند. اگر امروز علیه ایران فعال می‌شوند، معنایش این نیست که تهران متهم به نقض قانون است؛ معنایش این است که جمهوری اسلامی در بازی قدرت، تنها مانده و دیگران تصمیم گرفته‌اند که هزینه‌اش را بالا برده‌اند.
✏️ این واقعیت تلخ اما روشن است: شورای امنیت، رکن سیاسی جهان است که به زبان حقوق سخن می‌گوید. و هر کشوری که این حقیقت را فراموش کند، دیر یا زود بهای سنگین این فراموشی را خواهد پرداخت.

✏️جمع بندی و پیام سیاسی:

جمهوری اسلامی باید بداند که هنر دیپلماسی حفظ منافع ملی است، نه گرفتارشدن در دام قطعنامه‌های شورای امنیت. نظم جهانی بر عدالت بنا نشده، بلکه بر زور استوار است. اما پرسش کلیدی اینجاست: آیا ایران توان شکستن این نظم را دارد؟ پاسخ روشن است؛ خیر. تقابل صرفاً هزینه‌ها را سنگین‌تر و انزوای کشور را عمیق‌تر می‌کند.

حمیدآصفی