
اگر حافظ در زمان ما بود دردادسرای عمومی شیرازتحت تعقیب قرار می گرفت پس از تحقیقات و جمع آوری ادله، این کیفرخواست علیه وی صادر میشد:
◾️کیفر خواست
در خصوص اتهام آقای محمد شیرازی فرزند بهاءالدین، ملقّب به خواجه حافظ و لِسانُ الغیب، دائر بر فعالیت فکری و تبلیغی علیه مقدسات و مقدسین، بدین شرح اعلام می گردد که حسب گزارش واصله از ادارهی مبارزه با شِبهعرفانهایِ کاذب و نیز حسب شهادت داروغهی محترم حوزهی استحفاظی مزبور، نامبرده مبادرت به تشویش اذهان عمومی علیه مُحتسب، زُهّاد، وعّاظ، صوفیه و دیگر کسَبه ی بازار سیاست و فرهنگ نموده است.
مطابق نظر کارشناسیِ شاعران مُعتمَدِ عدلیه، وی با سوءاستفاده از عناصر بیانی و بدیعی و استعارههای مُستهجن، غیرمشروع، نامتعارَف و خارج از چارچوب قانون، از قبیل می، مُطرب و خُمخانه، تظاهر به ملامتیگری و تجاهُر به فِسق نموده و با تمسُّک به حُسنِ اِشتهار خود، نه تنها در اقلیم فارس، بلکه وِفقِ شهادت شهود و اقرار متهم، باعث ایجادِ حرکاتِ موزون، در بین سیهچشمانِ کشمیری و تُرکان زیبارویِ سمرقندی شده است.
در بازرسی از منزل مشارالیه، چندین کاغذ حاوی ابیاتی دالّ بر تشکیک در معاد و نیز ضرورت تعویض نسیهی رستاخیز با نقد بادهی امروزین، طعنه به فقیه عالیقدر جناب امام محمد غزالی و نیز مدح اُمَرایِ معدوم، کشف و ضبط گردیده است.
از دیگر اتهامات نامبرده، تلاش مذبوحانه در جهت تدوین مانیفیست جامعه مدنی و ارائه “طرحی نو” از طریق سه راهکار:
«گل افشانی»،
«می در ساغر اندازی»
و «سقف فلک شکافی»
به مثابه تفکری براندازانه بوده که در کنار افکار شوم و اومانیستی لیبرال دموکراسی سکولاریسم و حقوق بشر ایشان مثل تسامح و مدارا با مخالفان، نقد اقتدارگرایی و تقبیحِ حرامخواری، به تغییر ساختاری وضع موجود منجر خواهد شد.
مضافا این که متهم، بدون گذراندن دروس فقهی و اخذ اجازه افتاء، مبادرت به صدور فتوا نموده و معتقد است مواردی از قبیل دروغگویی، مردم آزاری، ریاکاری و تزویر، از گناهِ شنیع شرابخواری مهم تر است!
مطابق اعترافات داوطلبانهی متهم، ایشان لااقل دو عنوان ازمصادیق مجرمانهی اشعار خود، شامل:
الف- تشکیک در مبانی عقیدتی
ب- دعوت به شرابخواری
را از یکی از نوابغ غربزدهی داخلی به نام عُمَرخیّام فرزند ابراهیم نیشابوری اخذ و اقتباس کرده است.
پس از ورود و تفحص نیروهای مجرب عدلیه و نیز بنا به گواهی اداره ثبت احوال شهرستان نیشابور، برای متهم مزبور – عمر خیام فرزند ابراهیم – به دلیل فوت در چند قرن قبل، قرار موقوفی تعقیب صادر می گردد.
متهم ردیف اول نیز، از بابت اتهام توهین به مقدسات و دیگر اتهامات به تحمل مقدار بیست و پنج سال حبس تعزیری محکوم می گردد. حکم صادره، قطعی و غیر قابل استیناف است.
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت