
آتش زدن مساجد، قرآنسوزی و تخریب اموال عمومی برای بدنام کردن معترضان و سرکوب اعتراضات
در تاریخ معاصر ایران، اعتراضات مردمی علیه سیاستهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی حکومت اغلب با واکنشهای شدید نیروهای امنیتی همراه بوده است. یکی از تاکتیکهای رایج در این سرکوبها، صحنهسازی عمدی برای تخریب اموال عمومی، آتش زدن اماکن مذهبی مانند مساجد و قرآنسوزی است که سپس به گردن معترضان انداخته میشود. این روشها نه تنها اعتراضات را از حالت مسالمتآمیز خارج میکند، بلکه با تحریک احساسات مذهبی جامعه، مشروعیت معترضان را زیر سؤال میبرد و توجیهی برای سرکوب خشن فراهم میآورد. بر اساس گزارشهای حقوق بشری، اعترافات مقامات سابق و شواهد میدانی، این تاکتیکها بخشی از استراتژی سیستماتیک نهادهای امنیتی مانند سپاه پاسداران و بسیج برای حفظ قدرت هستند. این مقاله با بررسی شواهد تاریخی از اعتراضات سالهای ۱۳۸۸، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و اخیر، به تحلیل این روشها میپردازد.
اعترافات احمدینژاد و صحنهسازی در اعتراضات ۱۳۸۸
یکی از برجستهترین موارد صحنهسازی، اعتراضات پس از انتخابات ریاستجمهوری ۱۳۸۸ (جنبش سبز) است. محمود احمدینژاد، رئیسجمهور وقت، سالها بعد در مصاحبهای اعتراف کرد که اعمال تخریبی مانند پاره کردن عکس امام خمینی، آتش زدن بانکها، مساجد، اموال عمومی و حتی قرآنسوزی کار “باندهای امنیتی” بوده تا بهانهای برای سرکوب معترضان فراهم شود. او تأکید کرد که این اقدامات توسط گروههای سازمانیافته امنیتی برای ایجاد آشوب و توجیه برخورد خشن با مردم انجام شده است.
در تظاهرات تاسوعا و عاشورای ۱۳۸۸، نیروهای امنیتی با سرکوب خونین معترضان، از گاز اشکآور، گلولههای لاستیکی و تیراندازی مستقیم استفاده کردند، در حالی که تخریب اماکن مذهبی را به معترضان نسبت دادند. گزارشها نشان میدهد که اراذل و اوباش سازماندهیشده توسط نهادهای امنیتی برای ایجاد درگیری و تخریب به کار گرفته شدند. این الگو، که شامل کشتهسازی و نسبت دادن خشونت به معترضان است، برای مرعوب کردن جامعه و توجیه اعدامها و بازداشتها استفاده شد.
اعتراضات آبان ۱۳۹۸: تخریب گسترده و کشتهسازی
در اعتراضات آبان ۱۳۹۸، که به دنبال افزایش قیمت بنزین آغاز شد، نیروهای امنیتی با سرکوب خشن، بیش از ۳۰۰ نفر را کشتند و هزاران نفر را زخمی کردند. عفو بینالملل گزارش داد که مقامات برای پنهان کردن ابعاد کشتار، به صحنهسازی روی آوردند، از جمله آتش زدن اموال عمومی و نسبت دادن آن به معترضان. این سازمان تأکید کرد که قطع اینترنت و استقرار نیروهای مسلح برای جلوگیری از افشای شواهد سرکوب، بخشی از استراتژی بود.
ویدیوهای منتشرشده نشان میدهد که نیروهای لباس شخصی با تخریب بانکها، پمپبنزینها و اتوبوسها، اعتراضات را به “اغتشاش” تبدیل کردند تا توجیهی برای استفاده از سلاحهای جنگی فراهم شود. گزارش رویترز نیز تأیید کرد که دستور سرکوب از سوی رهبر جمهوری اسلامی صادر شده و شامل صحنهسازی برای بدنام کردن معترضان بوده است.
اعتراضات ۱۴۰۱ (زن، زندگی، آزادی): تکرار الگوهای قدیمی
در خیزش ۱۴۰۱، که پس از مرگ مهسا امینی آغاز شد، بیش از ۵۴۰ نفر کشته شدند، از جمله ۷۴ کودک. عفو بینالملل گزارش داد که نیروهای امنیتی با استفاده از گلولههای جنگی و شکنجه، اعتراضات را سرکوب کردند و اعمال تخریبی مانند آتش زدن مساجد را به معترضان نسبت دادند. پستهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که نیروهای حکومتی برای آموزش اغتشاش و تخریب اموال عمومی، از جمله قرآنسوزی، برنامهریزی کرده بودند.
شاهدان گزارش دادند که مأموران با آتش زدن مساجد و حسینیهها، احساسات مذهبی را تحریک کردند تا حمایت عمومی از اعتراضات را کاهش دهند. کمیته حقیقتیاب سازمان ملل نیز تأیید کرد که جمهوری اسلامی مرتکب جنایت علیه بشریت شده و صحنهسازی بخشی از این سرکوب بوده است.
اعتراضات اخیر و ادامه صحنهسازیها
در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، معاون امنیتی وزیر کشور ادعا کرد که “تروریستها” بیش از ۳۰۰ مسجد، هزاران جلد قرآن و نهجالبلاغه را آتش زدند. اما گزارشهای مستقل و پستهای شبکههای اجتماعی نشان میدهد که این اعمال توسط نیروهای حکومتی برای بدنام کردن معترضان انجام شده است. عفو بینالملل گزارش داد که پس از کشتار بیش از ۵۰۰۰ نفر، مقامات با نظامیسازی شهرها و صحنهسازی، شواهد را پنهان کردند.
تحلیل و نتیجهگیری
این روشها بخشی از یک الگوی سیستماتیک هستند که ریشه در تمرکز قدرت در نهادهای امنیتی دارد. هدف، نه تنها سرکوب اعتراضات، بلکه ایجاد نفرت دوقطبی و ترس در جامعه است تا حمایت از معترضان کاهش یابد. گزارشهای عفو بینالملل و سازمان ملل نشان میدهد که این تاکتیکها جنایت علیه بشریت محسوب میشوند و نیاز به تحقیقات بینالمللی دارند. بدون شفافیت و پاسخگویی، این چرخه خشونت ادامه خواهد یافت و نارضایتیهای انباشته به اعتراضات بزرگتری منجر میشود
آفتابكاران اخبار و مقالات درباره ايران و مقاومت