خانه / شعر و ادبیات / ای کسی که ایستاده ای! دستم را بگیر : صدیقه وسمقی

ای کسی که ایستاده ای! دستم را بگیر : صدیقه وسمقی

ای کسی که ایستاده ای! دستم را بگیرصدیقه وسمقی

همیشه قلم، زبان دلم بود
     دیگر نیست

همیشه واژه
     هرچند با مدد مبالغه، اغراق
      وصف حالم بود
    دیگر نیست

خورشید و ماه و شب و بامداد
دیو، دد
داغ و درفش و جلاد
دیگر برای شعر به دردم نمی خورند

چراغی که در تمام توفان های سهمگین
   همیشه در نهانخانه‌ی دلم روشن بود
   دیگر انگار سوسو نمی زند

اما من از یاس و استیصال
از زمینگیر شدن
     نفرت دارم

ای کسی که ایستاده ای!
دستم را بگیر
       تا برخیزم
باید کاری کرد