خانه / دادخواهي / اعتراضات بعدی ناگهانی خواهند آمد، : حمید آصفی

اعتراضات بعدی ناگهانی خواهند آمد، : حمید آصفی


نه بی‌دلیل…
بعد از دی‌ماه خونین، خیابان ساکت نشد؛ خطرناک‌تر شد…
این سکوت آرامش نیست؛ خشمِ فشرده است…
ترس هست، اما دیگر فرمانده نیست…
این سکوت، تمرینِ بازگشت است…
بعد از این خون، بازگشتی به «قبل» وجود ندارد…

پس از دی‌ماه خونین؛ آینده‌ای که آرام نمی‌شود، فقط شکل عوض می‌کند…

آن‌چه پس از سرکوب خونین هجدهم و نوزدهم دی‌ماه پیشِ‌روی جامعه ایستاده، نه سکوت است و نه انفجارِ فوری. این‌جا با آرامشِ ناپایدار طرفیم؛ وضعیتی که خیابان شاید خلوت‌تر دیده شود، اما ذهن‌ها شلوغ‌تر از همیشه‌اند. این مکث، عقب‌نشینی نیست؛ بازآرایی است. جامعه نفس می‌کشد، زخم‌ها را می‌شمارد و زبان تازه‌ای برای گفتن پیدا می‌کند…

🔸 اعتراض از شکل توده‌ای به شکل مولکولی تغییر کرده است؛ پراکنده، نفوذی و فرساینده. تجمع‌های بزرگ کمتر می‌شوند، اما نافرمانی‌های روزمره بیشتر. ایستادن‌های کوتاه، امتناع‌های کوچک، نه‌گفتن‌های پی‌درپی. این‌ها دیده نمی‌شوند، اما اثر می‌گذارند. خیابان عقب ننشسته؛ تغییر شکل داده است…

این سکوت، آرامش نیست؛ فشردگیِ خشم است. جامعه خاموش نشده؛ در حال زمزمه است. ترس هنوز هست، اما دیگر فرمانده نیست. ترس حساب‌گر شده و همین حساب‌گری، خطرناک‌ترین وضعیت برای هر قدرتی است؛ نه می‌تواند با رعب مطلق بخواباند، نه با وعده‌های مقطعی آرام بخرد.

سرکوب، اگرچه صحنه را خالی می‌کند، اما ذهن‌ها را پر می‌کند. هر نامی که از دست رفت، هر خانواده‌ای که داغدار شد، هر تصویر و روایت، به لایه‌ای از حافظه‌ی فعال بدل شد. خون، خیابان را نبست؛ حافظه را باز کرد. آن‌چه دیده شد، فراموش نمی‌شود؛ فقط منتظر نوبت می‌ماند…

جامعه وارد دوره‌ای شده که در آن فریاد کمتر شنیده می‌شود، اما معنا بیشتر منتقل می‌شود. خیابان دیگر فقط محل تجمع نیست؛ حافظه‌ای ذخیره‌شده است که هر لحظه می‌تواند به صدا برگردد. اعتراض، دیگر یک رویداد نیست؛ یک وضعیت است. سکوتِ پرصدا، مکثِ مقاوم، خشمِ انباشته…

قدرت می‌کوشد وضعیت را عادی جلوه دهد؛ با فشار، با نمایشِ کنترل، با فرسایش رسانه‌ای. اما عادی‌سازیِ تحمیلی فقط ظاهر را آرام می‌کند. زیر این ظاهر، فاصله‌ها عمیق‌تر می‌شوند: فاصله‌ی روایت رسمی و تجربه‌ی زیسته، فاصله‌ی قانون و عدالت، فاصله‌ی دولت و جامعه. این فاصله‌ها اگر پر نشوند، خودشان خیابان می‌شوند…

این سکوت، سکوتِ تسلیم نیست. سکوتِ پرشدن است. خیابان شاید خلوت باشد، اما حافظه شلوغ است. و جامعه‌ای که حافظه‌اش شلوغ است، هر لحظه می‌تواند دوباره به خیابان برگردد؛ نه از سر هیجان، بلکه از سر ضرورت…

آینده‌ی پیش‌رو نه سیاهِ مطلق است و نه روشنِ ساده. آینده پرتنش است، ناپایدار است. اعتراضات ممکن است مقطعی باشند، اما پایان‌پذیر نیستند. هر بار با زبانی تازه، شکلی تازه و نسلی تازه. مسئله دیگر این نیست که آیا اعتراض می‌شود یا نه؛ مسئله این است که کِی و چگونه…

پس از دی‌ماه خونین، بازگشت به «قبل» ناممکن است. حتی اگر خیابان مدتی ساکت بماند، این سکوت حامل معناست، نه فقدان آن. معنایی که می‌گوید چیزی شکسته که به شکل سابق ترمیم نمی‌شود. جامعه‌ای که پرسش‌گر شده، حتی در سکوت هم خطرناک است…

آینده‌ی اعتراضات، آینده‌ی موج‌های کوتاه و بلند، خاموش و ناگهانی است. جامعه احتمالاً به زودی منفجر نمی‌شود؛مگر یک اتفاق ویژه‌ای بیفتد،اما نفوذ می‌کند. و تجربه‌ی این سال‌ها نشان داده هر جا خاکستر داغ مانده، دیر یا زود جرقه زده است. نه از سر شتاب، بلکه از سر ضرورت؛ ضرورتی که از حافظه می‌آید و راه خودش را پیدا می‌کند…

.