نترل اخلاقی و فرسایش اجتماعی…
نگاهی به چهار دهه نظارت ایدئولوژیک فراگیر در ایران…
بررسی تحولات چهار دهه گذشته در ایران نشان میدهد که حکومت با استقرار ساختاری متمرکز، نظارت همهجانبهای را بر تمامی ابعاد زندگی فردی و عمومی اعمال کرده است. کنترل شدید بر تولیدات فرهنگی و هنری از سوی نهادهای خاص، فیلترهای سفتوسخت ایدئولوژیک در سینما، نشر و موسیقی، نمونه بارز تلاش برای حذف تنوع فرهنگی است.
این رویکرد بر پایه ترویج اجباری «سبک زندگی اسلامی-ایرانی» بنا شده؛ در حالی که جامعهشناسی تجربی ایران گواهی میدهد جامعهای متکثر، چندفرهنگی و مدرن در جریان است که تمامی اعضای آن لزوما مسلمان یا دارای پایبندیهای دینی سنتی نیستند. تحمیل این الگوی یکدست، حقوق شهروندی اقلیتهای فکری و عقیدتی را نادیده میگیرد.
بخش عمدهای از این مداخلهها، معطوف به اعمال محدودیتهای اجتماعی شدید علیه جوانان و دخالت مستقیم در روابط اجتماعی، نوع پوشش، تفریحات و انتخابهای شخصی آنان بوده است. همزمان، نظام آموزشی از مدارس تا دانشگاهها به ابزاری برای شستوشوی مغزی و آموزش ایدئولوژیک بدل شده تا از طریق متون درسی هماهنگ، نسلی مطیع تربیت شود.
در کنار این کنترل آموزشی، ترویج رسمی خرافات و گفتمانهای ضدغربی و ضدیت با ارزشهای جهان مدرن در رسانههای دولتی، شکاف عمیقی میان عقلانیت ابزاری جامعه و نگاه رسمی حاکمیت ایجاد کرده است. تلاش برای قطع ارتباط با دانش و فرهنگ جهانی، هزینههای سنگینی را به بدنه علمی و اجتماعی کشور تحمیل نموده است.
هر چند کنترل اخلاق و فرسایش اجتماعی ناشی از آن دامنگیر مردم بوده، اما شواهد عینی و ملموس جامعه امروز ایران نشان میدهد که این پروژه کلان یکسانسازی و مهندسی اجتماعی با شکست روبهرو شده است. جامعه مدنی و بهویژه نسل جوان، در برابر تمامی فشارها، انحصار و هزینههای گزاف، مقاومت مدنی و فرهنگی عمیقی از خود نشان دادهاند. جوانان ایرانی امروز با اتکا به آگاهی جمعی، دسترسی به جریان آزاد اطلاعات و خلق فضاهای موازی، سبک زندگی مستقل، مدرن و متفاوتی را زیست میکنند که فرسنگها با استانداردهای دیکتهشده حاکمیت فاصله دارد؛ واقعیتی که اثبات میکند اراده جامعه برای زیست آزادانه، قدرتمندتر از ماشین کنترل و سرکوب است.
