نوشته ای از گلرخ ایرایی
باید واهمه از حضور را کنار گذاشت و درد را فریاد کرد. بی جهت پشت نقابِ فعالیت های مدنی، حقوق
بیشتر بخوانیدباید واهمه از حضور را کنار گذاشت و درد را فریاد کرد. بی جهت پشت نقابِ فعالیت های مدنی، حقوق
بیشتر بخوانید«بخشهایی از کتاب ،رویای یک اعدامی قبل از تیرباران» صدای گلوله ذهنش را به خود مشغول نموده و در آن
بیشتر بخوانیدطرح انتقال آب خزر به سمنان یک طرح ضد ملی است، این طرح بسیار حساب نشده است، هنوز این طرح
بیشتر بخوانیدجمهوری اسلامی موفق شده سطح نارضایتی مردم را در همین حد اینستاگرامی و استادیومی و سختگیری بر زنان نمایان کند
بیشتر بخوانید“آنها دروغگو هستند،” “و میدانند که دروغگو هستند،” “و میدانند که میدانیم که دروغگویند،” “و با این وجود ، با
بیشتر بخوانید“جامعه دریده” جامعهای است که در آن همه پردهها و حجب و حیا کنار رفته است و افراد به نام
بیشتر بخوانیداز آن روزی که آیت الله خمینی صریحا دستور منع ورود نیروهای مسلح به سیاست داد تا زمانی که فرمانده
بیشتر بخوانیدگزارش میدانی همدلی از مصیبتی انسانی در روستای چنارمحمودی لردگان در میان همهمه همیشگی غروب تحریریه، ناگهان خبری چون پتک
بیشتر بخوانیداین آخرین بیت ازغزل کوتاه و مشهور ، و شاید مشهور ترین، رودکی سمرقندی است : بوی جوی مولیان آید
بیشتر بخوانیداواخر پاییز و اوایل زمستان سخت و سرد سال 1359 در زندان اوین بود که با اکرم رضایی(آذر اکرمی) بعد
بیشتر بخوانید