“سیاست بیطرفی”؛ چگونه سوریه در جنگ ایران در حال پیروزی است؟
دولت جدید سوریه تعمدا بهطور مستقیم در جنگ ایران درگیر نشده است. این دولت خود را بیطرف معرفی میکند و حالا نامش بهعنوان یک راهحل احتمالی برای رفع محاصره تنگه هرمز مطرح شده است.
توصیفها از سوریه در طول سال گذشته بهشدت تغییر کرده است: از دولتی منفور و حامی تروریسم، به کشوری ویرانشده بر اثر جنگ داخلی و اکنون بهعنوان یک قطب بالقوه انرژی که خاورمیانه را به اروپا متصل میکند و میتواند به جهان در کاهش اثرات تورمی ناشی از محاصره تنگه هرمز کمک کند.
این توصیف مثبت به دلیل جنگ کنونی ایران پدید آمده است. پس از آنکه اسرائیل و ایالات متحده در ۲۸ فوریه (۹ اسفند۱۴۰۴) حمله کردند و ایران در واکنش، تنگه هرمز را که یکی از مهمترین آبراههای جهان برای انتقال نفت خام از عراق، عربستان سعودی، کویت و امارات متحده عربی است را بست.
سوریه حالا خود را بهعنوان جایگزینی احتمالی برای تولیدکنندگان نفت و گاز معرفی میکند که هیچ راهی برای رساندن کالاهای خود به بازار ندارند. موقعیت جغرافیایی این کشور در قلب منطقه و سیاست خارجیای که عمدا آن را از جنگ ایران دور نگه داشته است، باعث شده این ایده با استقبال روبهرو شود.
در برخی جنبهها، این ایده هماکنون در حال اجر است. در اوایل ماه آوریل سال جاری میلادی، سوریه و عراق مرز خود را بازگشایی کردند تا تانکرهای نفت عراق بتوانند به سمت بنادر مدیترانه حرکت کنند.
در این زمان، “المجله” (Al Majalla) رسانه عربی مستقر در لندن به سندی افشا شده استناد کرد که به تام باراک، فرستاده ویژه ایالات متحده در امور سوریه نسبت داده شده بود و در آن او نیز از ایجاد “یک پل زمینی از طریق سوریه” حمایت کرده بود.
این رسانه عربی در این سند به هزاران کیلومتر خط لوله اشاره داشت که میتواند، کشورهای حاشیه خلیج فارس و عراق را به بازارهای اروپایی متصل کند.
سود سوریه از سیاست بیطرفی
این تنها یکی از راههایی است که سوریه از طریق آن، از موضعی که ناظران آن را “بیطرفی استراتژیک” در جنگ ایران توصیف کردهاند، سود میبرد.
دولت موقت سوریه متشکل از گروههای شورشی است که در اواخر سال ۲۰۲۴ بشار اسد، دیکتاتور دیرینه این کشور را سرنگون کردند. ایران و گروههای نیابتی مختلف در منطقه، از جمله حزبالله لبنان از حکومت اسد حمایت کرده و علیه این گروههای شورشی جنگیده بودند.
خضر خادور، پژوهشگر غیرمقیم در مرکز خاورمیانه کارنگی (Carnegie Middle East Center) در بیروت در نشستی در ماه مارس سال جاری گفت: «مقامات جدید در دمشق با یک دغدغه اصلی و حیاتی به قدرت رسیدند؛ جلوگیری از تبدیل شدن دوباره سوریه به جبههای برای درگیریهای منطقهای.»
او افزود: «مقامات سوریه به همین دلیل، از زمان آغاز درگیری با ایران، بیش از آنکه بر مداخله مستقیم در این نبرد تمرکز کنند، بر مدیریت تبعات این درگیری متمرکز شدهاند.»
مقامات موقت سوریه از زمان به قدرت رسیدن، با تقویت مرزهای خود و سرکوب قاچاق سلاح، پول نقد و مواد مخدر به گروههای نیابتی مورد حمایت ایران در عراق و لبنان، از ایران فاصله گرفتهاند.
علاوه بر این، سامی عقیل، پژوهشگر غیرمقیم در موسسه سیاست خاورمیانه تحریر (Tahrir Institute) در تحلیلی در ماه مارس اشاره کرد، سوریه برخلاف عراق، شکایت رسمی در سازمان ملل متحد علیه ایالات متحده آمریکا و اسرائیل بابت استفاده از حریم هواییاش برای حمله به ایران تنظیم نکرد.
او معتقد است، “این اقدام از سوی برخی به عنوان موافقت سوریه با عملیات علیه ایران تعبیر شده است.”
این پژوهشگر همچنین اظهار داشت: «موضع سوریه کمتر شبیه به یک انتخاب و بیشتر شبیه به یک ضرورت به نظر میرسد چرا که بازگشت این کشور به جامعه بینالمللی، لغو تحریمها و تامین بودجه بازسازی، همگی به حفظ اعتبار نزد واشنگتن و کشورهای حاشیه خلیج فارس بستگی دارد.»
احمد شرع، رئیس جمهور دولت موقت سوریه نیز بهنوعی درگیر یک “تهاجم دیپلماتیک” بوده است؛ او در جریان این روند، بهطور منظم بر این موضوع تاکید کرده که کشورش تا چه حد میتواند برای منطقه و جهان مفید باشد.
او در سطح خاورمیانه همواره بر سازوکارهای هماهنگی امنیت منطقهای و ایجاد یک اتاق عملیات مشترک با کشورهای حاشیه خلیج فارس تاکید کرده است.
شرع همچنین اخیرا به اروپا، از جمله آلمان سفر کرد و پس از دیدار با یوهان وادهفول، وزیر امور خارجه آلمان گفت: «سوریه در حال حاضر یک کانون استراتژیک میان اروپا، کشورهای حاشیه خلیج فارس و منطقه هند-اقیانوس آرام است.»
از سوی دیگر کمیسیون اروپا در اواخر ماه آوریل سال جاری میلادی پیشنهاد داد تا اتحادیه اروپا توافقنامه همکاری سال ۱۹۷۸ خود با سوریه را از سر گیرد و قرار است در این راستا، گفتوگوهای سیاسی در سطوح عالی با مقامات سوریه برگزار شود.
کارمیت والنسی، پژوهشگر ارشد موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل در گزارشی در اواخر مارس تایید کرد که “کارزار دیپلماتیک متمرکزی که احمد شرع از زمان آغاز جنگ دنبال کرده، نشاندهنده تلاش برای بهرهبرداری از این جنگ است تا سوریه را به عنوان بازیگری سازنده و ارزشمند معرفی کند.»
فرصتهای متعدد سوریه
در این میان، فرصتهای اقتصادی نیز برای سوریه وجود دارد. این کشور علاوه بر طرح تسهیل صادرات نفت، در حال گفتوگو با شرکتهای بزرگ بینالمللی انرژی در مورد اکتشاف نفت و گاز است.
همچنین تردد جادهای و ریلی میان عراق، سوریه و اردن میتواند افزایش یابد و کریدورهای لجستیکی و شبکههای برق نیز ممکن است توسعه پیدا کنند.
سوریه همچنین میتواند نقش مهمی در نصب و ایجاد کابلهای زمینی دیجیتال و مخابراتی ایفا کند چرا که ایران در جریان حمله آمریکا و اسرائیل هشدار داد، کابلهای مخابراتی زیردریایی که از تنگه هرمز عبور میکنند، ممکن است در برابر حملات آسیب دیده باشند.
عربستان سعودی در این بین اعلام کرد، ترجیح میدهد کابلهای فیبر نوری مربوط به طرح موسوم به “کریدور شرق به مدیترانه” را بهجای مسیر اولیه که از اسرائیل میگذشت، از طریق یونان و از مسیر سوریه عبور دهد.
اگرچه این چشمانداز خوشبینانه به نظر میرسد اما ناظران تاکید دارند، توانایی دولت جدید سوریه برای بهرهبرداری واقعی از تمام این فرصتها، به حل برخی پرسشهای بسیار اساسی، پیرامون دوران گذار کشور از دیکتاتوری و جنگ داخلی بستگی دارد.
مازن عزی، پژوهشگر و روزنامهنگار سوری هفته گذشته در یادداشتی برای نشریه “آمارگی” (The Amargi) که بر خاورمیانه تمرکز دارد و در شهر لایپزیگ آلمان مستقر است، نوشت: «تمایل سوریه به سرمایهگذاری واقعی است اما همچنان مشروط به ثبات سیاسی، شفافیت قوانین، تضمینهای امنیتی و بازسازی زیرساختهای اساسی است.»
کارشناسان این حوزه معتقدند، حکمرانی شکننده و سیستم مالی ناپایدار، در کنار تهدیدات امنیتی ناشی از تنشهای اجتماعی در سوریه یا فعالیت گروههای افراطی نظیر “داعش” همگی میتوانند چالشبرانگیز باشند.
به گفته این متخصصان، بخش بزرگی از زیرساختهای مورد نیاز یا اصلا وجود ندارد و یا نیازمند نوسازی جدی است. علاوه بر این، حجم وسیعی از مهمات عملنکرده همچنان در منطقه باقی مانده است که باید پاکسازی شود.
در خارج از این کشور نیز فشارهایی از سوی دولتهایی نظیر ایران، اسرائیل و روسیه وجود دارد و علاوه بر آن، رقابتهای ژئوپلیتیک گستردهتر در بازار انرژی و این احتمال که سایر کشورهای ترانزیتی با طرحهای سوریه همراهی نکنند، از دیگر چالشهاست.
همچنین بنا بر اعلام موسسه “کرم شعار” (Karam Shaar Advisory) که در حوزه اقتصاد سوریه فعالیت میکند، سوریه در حال حاضر حتی برای تامین برق کافی برای مردم خود نیز با مشکل جدی مواجه است، چه برسد به اینکه بتواند بهطور کارآمد نفت و گاز را به کشورهای دیگر صادر کند.
پژوهشگران در اواخر ماه مارس نوشتند: «پتانسیل سوریه به عنوان یک قطب انرژی دوباره مورد توجه قرار گرفته است.» اما آنها در عین حال استدلال کردند، “باید تمایز حیاتی میان یک قطب ترانزیتی و یک کشور ترانزیتی قائل شد چرا که یک قطب انرژی، به مسیرها، قیمتگذاری و تنوعبخشی شکل میدهد اما یک کشور ترانزیتی، صرفا میزبان زیرساختهایی است که توسط بازیگران خارجی تعیین شدهاند.”
این پژوهشگران معتقدند، “سوریه آرزوی دستیابی به مورد اول را دارد اما واقعیتهای کنونی حاکی از مورد دوم است.”
حید حید، پژوهشگر ارشد غیرمقیم در موسسه پژوهشی “ابتکار اصلاح عرب” (Arab Reform Initiative) مستقر در پاریس نیز در تحلیلی با این دیدگاه موافق است و میگوید: «جنگ ایران قطعا یک گشایش استراتژیک برای سوریه ایجاد کرده است.»
او با این حال با استدلال بر اینکه، “هیچ تضمینی برای موفقیت این فرصتها وجود ندارد” در این تحلیل گفت: «بدون اصلاحات پایدار، بهبود حکمرانی و ایجاد یک محیط سرمایهگذاری معتبر، خطر آن وجود دارد که ظهور مجدد سوریه به عنوان یک کریدور منطقهای، امری ناقص و موقتی باقی بماند.»
