قطع اینترنت در ایران و بحران بیکاری
در حالی که مقامهای جمهوری اسلامی محدودیت اینترنت را با ملاحظات امنیتی ناشی از جنگ توجیه میکنند، روایتهای منتشرشده از داخل ایران و گزارشهای اقتصادی نشان میدهد قطع اینترنت بینالملل باعث بحران بیکاری شده است.
در اقتصاد امروز، اینترنت دیگر یک ابزار جانبی نیست؛ زیرساخت زندگی روزمره و کار است. خرید و فروش، پرداخت قبوض، آموزش، سرگرمی، ارتباطات و طیفی وسیع از مشاغل به آن وابستهاند. برای بسیاری از افرادی که از مراکز اقتصادی دورند یا توان اجاره مغازه و دفتر ندارند، اینترنت به تنها بستر ممکن برای کسب درآمد تبدیل شده است. به همین دلیل، قطع اینترنت بینالملل در ایران فقط یک محدودیت ارتباطی نیست؛ ضربهای مستقیم به نان، کار و آینده میلیونها نفر است. حتی مقامهای رسمی نیز پذیرفتهاند که حدود ۱۰ میلیون نفر بهطور مستقیم درگیر فعالیتهایی هستند که به ارتباطات پایدار دیجیتال وابسته است و تداوم ناپایداری اینترنت، اشتغال این جمعیت را تهدید میکند.
اینترنت؛ زیرساخت زندگی و اقتصاد
از ۹ اسفند سال گذشته و همزمان با آغاز جنگ، دسترسی به اینترنت بینالملل با تصمیم مراجع مسئول محدود شده است. حتی مقامهای دولتی از جمله وزیر ارتباطات نیز، اینترنت پایدار و باکیفیت را “حق عمومی” دانستهاند.
اما فاصله میان این توصیف رسمی و تجربه واقعی مردم، همانجایی است که بحران آغاز میشود. اگر اینترنت “حق عمومی” و “زیرساخت حیاتی” است، قطع آن فقط به معنای محدود شدن واتساپ و اینستاگرام نیست؛ به معنای مختل شدن بازار کار، توقف فروش، از بین رفتن مشتری، قطع آموزش و فروپاشی بخشی از اقتصاد روزمره است. همین تناقض باعث شده برخی منتقدان بپرسند اگر توجیه اصلی این تصمیم، امنیت ناشی از جنگ است، چرا در بسیاری از کشورهای درگیر جنگ اینترنت به شکل فراگیر قطع نمیشود، و اگر تهدیدهای امنیتی حتما در بستر اینترنت شکل میگیرند، چرا برخی افراد و نهادها همچنان به اینترنت کممحدودیت یا بدون فیلتر دسترسی دارند.
آمارهایی که از یک فاجعه شغلی خبر میدهند
بر اساس گفته های وزیر کار، تنها در دو ماه گذشته حدود ۲۵۰ هزار نفر از کارگرانبرای دریافت بیمه بیکاری ثبتنام کردهاند. روزنامه “دنیای اقتصاد” در گزارشی درباره پیامدهای جنگ و قطع اینترنت نوشت که موجی از بیکاری، بازار کار ایران را فراگرفته است. برآوردهای اولیه، از بین رفتن بیش از یک میلیون شغل از ابتدای جنگ را نشان میدهد. این روزنامه همچنین از افزایش شدید شمار متقاضیان کار، بهویژه در پلتفرمهای آنلاین، خبر داده است.
همین گزارش به برآوردهای مالی نیز پرداخته و به نقل از افشین کلاهی، رئیس کمیسیون دانشبنیان اتاق ایران، نوشته است خسارت مستقیم قطعی اینترنت روزانه ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار است و با احتساب آثار غیرمستقیم، این رقم به ۷۰ تا ۸۰ میلیون دلار در روز میرسد.
در کنار این ارقام، مقامهای رسمی نیز تصویری مشابه ارائه کردهاند. وزیر ارتباطات گفته است حدود ۱۰ میلیون نفر، عمدتا از طبقات متوسط و پایین، بهطور مستقیم در فعالیتهای وابسته به ارتباطات پایدار دیجیتال درگیرند و تداوم ناپایداری اینترنت، تهدید مستقیم اشتغال این جمعیت گسترده است. ایرنا نیز در گزارشی جداگانه از قول معاون سیاستگذاری و برنامهریزی توسعه فاوا و اقتصاد دیجیتال وزارت ارتباطات نوشت خسارت اختلال اینترنت برای کسبوکارها روزانه ۶۰۰ میلیارد تومان است.
بیکاری فقط یک عدد نیست
اما پشت این آمارها،زندگی واقعی انسانهایی قرار دارد که کار و ابزار کارشان در حال از دست رفتن است. امیر مختاری که در حوزه تولید محتوا فعالیت میکند، میگوید بسیاری از همکارانش به دلیل قطع اینترنت و نداشتن درآمد، ناچار شدهاند تجهیزات کاری خود، از لنزهای اضافه گرفته تا دوربین و حتی گاهی تلفن همراهشان را بفروشند و با یک گوشی سادهتر و پول حاصل از فروش، فقط کمی بیشتر دوام بیاورند.
او میگوید بسیاری دیگر نیز استودیوهای تولید محتوای خود را تخلیه کردهاند؛ و حتی اگر اینترنت همین فردا بازگردد، بازگشت به وضعیت پیشین آسان نخواهد بود، چون تورم سرسامآور، هزینه اجاره و راهاندازی دوباره را بهمراتب بالاتر برده است. به گفته او، سیاستهای کاری بسیاری از شرکتها نیز تغییر کرده و حتی شرکتهای بزرگ فناوری در ایران دیگر تمایل سابق را برای ریسکپذیری و سرمایهگذاری در بخشهایی که ممکن است دوباره با قطع اینترنت از بین بروند، ندارند.
اقتصادِ فرسوده، اینترنتِ ناپایدار
یکی از کسانی که در داخل ایران از طریق اینترنت فعالیت اقتصادی میکرد، میگوید عملا هر روز نزدیک به ۱۰ ساعت از وقتش صرف تلاش برای دسترسی به اینترنت و آزمودن کانفیگهای ناپایدار میشود. او میگوید وقتی پول اجاره دفتر را نداری و باید “میلیون میلیون” پول اینترنت بدهی و در نهایت هم نتوانی کار کنی، بحران دیگر فقط فنی نیست؛ فرسایشی و معیشتی است.
آرزو، گرافیستی که به گفته خودش سرپرست خانوار است و دو فرزند دانشآموز دارد، از زاویه دیگری این بحران را توضیح میدهد. او میگوید تمام مواد مورد نیاز کارش را از سایتهای خارجی میگرفت، اما حالا نه دسترسی دارد و نه مواد اولیه لازم برای انجام سفارشها. به گفته او، گاهی ناچار است سفارش را رد کند چون به تصاویر و منابع مورد نیاز دسترسی ندارد.
از اقتصاد دیجیتال تا کسبوکارهای محلی
عوارض ناشی از قطعی اینترنت فقط به شرکتهای فناوری یا فریلنسرهای حوزه دیجیتال محدود نمانده است. یکی از کسبه شهر انزلی که آرایشگر است، میگوید صفحه اینستاگرامش تازه رونق گرفته بود و مشتریانش عمدتا از همان مسیر پیدا میشدند، اما با قطع اینترنت عملا کارش را از دست داده است. او میگوید برای مواد و امکانات هزینه کرده، تاریخ مصرف آنها رو به پایان است و با این قیمتها هم معلوم نیست اصلا بتواند دوباره مواد جدید بخرد.
فرد دیگری نیز میگوید تنها منبع درآمد او و خانوادهاش سایتی بوده که سالها برای آن زحمت کشیده و ماهانه حدود ۳۰ میلیون تومان برایشان درآمد داشته است، اما حالا ۶۰ روز است که درآمدش به صفر رسیده و “عملا دست خالی” ماندهاند.
این روایتها نشان میدهد بحران اینترنت فقط مشکل فعالان فناوری نیست. از گرافیست و محتواساز تا آرایشگر، فروشنده، فریلنسر، صاحب سایت و هزاران کسبوکار خرد و متوسط، همگی به درجات مختلف به اینترنت وابسته شدهاند. در این میان، اینترنت دیگر یک انتخاب لوکس نیست؛ محل اصلی کار و ارتباط با بازار است.
آنچه امروز در ایران رخ میدهد، فقط اختلال موقت در اتصال به اینترنت نیست. این بحران، همزمان زیرساخت کار، اعتماد سرمایهگذاران و امکان برنامهریزی برای آینده را فرسوده میکند. حتی اگر اینترنت بهطور کامل بازگردد، بخشی از خسارتها غیرقابل جبران خواهد بود: کسبوکارهایی که تعطیل شدهاند، سرمایههایی که از بین رفتهاند، کارکنانی که بیکار شدهاند و شرکتهایی که دیگر حاضر به ریسک در اقتصاد دیجیتال ایران نخواهند بود.
به همین دلیل، وقتی از “بیش از یک میلیون شغل از دست رفته” سخن گفته میشود، مسئله فقط یک عدد نیست؛ صحبت از جامعهای است که بخشی از ظرفیت کار، مهارت و امیدش قربانی تصمیمی شده که حکومت آن را امنیتی میخواند، اما واقعیت آن است این موضوع، ضربهای مستقیم به معیشت و آینده مردم است.
