دادخواهيمقالاتمقالات روز

وقتی از خیانت بی‌بی‌سی و عمله‌ اکره‌ی ملکه حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم…؟ : !زهرا عبدی

سیاوش اردلان از بی‌بی‌سی فارسی در شبکه اجتماعی X نوشته:

«نگرانی از سهم ایران در #دریایخزر وقتی بجاست که مردم و حکومت، #خزر را یک زیستگاه و سرمایه طبیعی ببینند نه جای رهاسازی روزانه میلیون‌ها کیلو #پسماند خانگی، صنعتی و بیمارستانی، سموم #کشاورزی و شیرابه. حتی سهم ۵۰ درصدی هم بدون #توسعهپایدار مشکل را حل نمی‌کند»

آقای اردلان، اینکه کسی بگوید یکی از مشکلات دریای خزر، زباله، فاضلاب و آلودگی است، حرف نادرستی نیست.

اما وقتی دقیقاً در همان زمان، موضوع بر سر حقوق حاکمیتی و منافع ملی ایران باشد، تقلیل تمام مسئله به زباله و فاضلاب، دیگر صرفاً یک بحث محیط‌زیستی نیست؛ بلکه جابه‌جا کردن محل نزاع است و نامش در محضر تاریخ: خیانت به ایران…

چرا ملکه‌ی مُرده دست از سر ما برنمی‌دارد…؟!

چرا بی‌بی‌سی دست از کاردآجین کردن مردم زخمی این خاک گرامی برنمی‌دارد…؟!

مگر چقدر پول می‌گیرید که بی‌ارزد به این‌همه زخم، این‌همه رنج و این‌همه درد ملت ایران…؟!

ما ایران را از خیانت پس می‌گیریم و دوباره می‌سازیمش برای فرزندانمان. این را به خون‌های ریخته روی این خاک گرامی قول دادیم.

یک نشانه‌ای برای ما مردم ایران وجود دارد برای شناسایی خائنین و آن هم این است: کسی که در هر مسئله‌ای، از بحران آب تا فاضلاب، دنبال این است که «مردم» را مقصر بداند.

آقای اردلان، شما در محضر تاریخ متهم‌اید به خیانت به ملت بزرگ ایران، به چند دلیل:

اول: جایگزین کردن یک مسئله‌ با موضوعیت «حاکمیت ملی» با مسئله‌ی محیط‌زیستی در اوج بحران این سرزمین…

در منطق، به این مغالطه «عوض کردن موضوع بحث» می‌گویند.

باز هم هر نوسوادی می‌داند اگر کسی درباره واگذاری احتمالی بخشی از حقوق ایران در دریای خزر سؤال کند، پاسخ آن میزان زباله‌ای نیست که وارد دریا می‌شود.

این دو موضوع می‌توانند هم‌زمان درست باشند: آلودگی خزر یک بحران است…

حقوق ایران در خزر نیز یک مسئله ملی ژئوپلیتیکی است و وجود اولی، دومی را بی‌اهمیت نمی‌کند.

دوم؛ کوچک کردن اهمیت حاکمیت ملی…

یک دریا فقط حوض آب نیست.

یک کودک دبستانی هم می‌داند دریا یعنی: مرز، منابع نفت و گاز، شیلات، کریدورهای تجاری، امنیت ملی و قدرت ژئوپلیتیکی.

اگر بحث بر سر تغییر یا کاهش حقوق یک کشور در چنین پهنه‌ای باشد، تقلیل آن به اینکه «مردم زباله می‌ریزند» یعنی نادیده گرفتن تمام ابعاد راهبردی موضوع و یادآور می‌شوم این یعنی خیانت محض.

سوم: تغییر دستور کار افکار عمومی…

در همه جای دنیا، وقتی بحث بر سر منافع سرزمینی است، رسانه‌ها معمولاً همان مسئله را در مرکز توجه نگه می‌دارند و سایر مشکلات در زمانی پس از آن مهم…

در دنیای امروز حتا نوسوادان رسانه‌ای هم می‌دانند اگر درست در لحظه‌ای که افکار عمومی درباره حقوق ایران در خزر بحث می‌کند، روایت غالب ناگهان به سمت زباله، فاضلاب منحرف شود، علتش قصد فرد منحرف‌کننده برای کاهش حساسیت نسبت به مسئله اصلی است.

اینکار فقط از یک عمله‌ی ملکه‌ی انگلیس که تعلقی به خاک وطنش ندارد برمی‌آید که دوگانه میان آشغال و تمامیت ارضی بسازد تا به دستور وارثان ملکه، به خیالشان ایرانیِ وطن‌دوست را مجبور کند تا میان «حفظ محیط‌زیست» و «حفظ حقوق ملی» یکی را انتخاب کند.

ما می‌توانیم هم از آلودگی خزر خشمگین باشیم و هم نسبت به هر اقدامی که حقوق تاریخی و منافع ملی ایران را تحت تأثیر قرار دهد حساسیتی در حد اهمیت فاجعه داشته باشیم.

خدا می‌داند که این ملکه از توی قبر هم دارد شما را عروسک‌گردانی می‌کند و این حال بسیار بهم‌زن است آقا و خانم بی‌بی‌سی…

راستش حرف شما بی‌بی‌سی‌چی‌ها ارزش پرداختن ندارد.

این را خطاب به ملت بزرگ و متمدن کشورم نوشتم تا همه به هم یادآوری کنیم که کار ما سخت است و در پیش رویمان انواع هیولاها.

ما باید برای ساختن این سرزمین با جان و دل بجنگیم.

بنای خراب و آدم خراب سر راه ما بسیار است.

عزیزان، راه سخت است و متأسفانه اول باید با زگیل‌های پای خودمان بجنگیم…