تصاویر ماهوارهای از افزایش ساختوساز در مجموعه زیرزمینی نزدیک نطنز خبر میدهند
تحلیل شش سال تصاویر ماهوارهای نشان میدهد فعالیت عمرانی در مجموعه زیرزمینی کوه کلنگ گزلا، در نزدیکی نطنز، طی سال ۲۰۲۶ به اوج رسیده است؛ با این حال، شواهد موجود انتقال سانتریفیوژ یا آغاز غنیسازی اورانیوم در این محل را تایید نمیکند.
مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، سیاسآیاس، در تحلیلی که چهارشنبه ۱۸ شهریور منتشر شد، اعلام کرد فعالیت در جادهها و ورودیهای مجموعه واقع در کوه کلنگ گزلا، از هر زمان دیگری طی شش سال گذشته بیشتر بوده است.
این مرکز با بررسی تصاویر راداری و نوری ثبتشده از سال ۲۰۲۰ تاکنون، سه مرحله متفاوت از فعالیت در پنج نقطه اصلی مجموعه و جادههای متصل به آنها شناسایی کرده است.
مرحله نخست، از سال ۲۰۲۰ تا آوریل ۲۰۲۴، با عملیات سنگین عمرانی و شکلگیری اولیه مجموعه همراه بود. در مرحله دوم، از آوریل ۲۰۲۴ تا ژانویه ۲۰۲۶، میزان تغییرات کاهش یافت، هرچند در ماههای پایانی سال ۲۰۲۵ فعالیتها بار دیگر افزایش پیدا کرد.
در مرحله سوم که از ژانویه ۲۰۲۶ آغاز شده است، استفاده همزمان و گسترده از همه مسیرهای ارتباطی، مقاومسازی سطوح اطراف ورودیها و افزایش رفتوآمد در جادههای مجموعه مشاهده میشود. تحلیلگران این الگو را بیش از آنکه نشانه حفاری تونلهای جدید بدانند، حاکی از افزایش استفاده از مجموعه ارزیابی کردهاند.
مجموعه از حفاری به ساختوساز داخلی میرسد
تصاویر ماهوارهای با وضوح بالا که نهم ژوئیه [۱۸ تیر] و نهم اوت ۲۰۲۶ [۱۸ مرداد] ثبت شدهاند، از بتنریزی مسیرها و ورودی تونلها، تقویت شبکه جادهای داخلی، مقاومسازی محدودههای دسترسی و کاهش یا انتقال تودههای خاک و نخاله حفاری حکایت دارند.بر اساس این تحلیل، ورودیهای جنوبی و شرقی مجموعه در ژوئیه ۲۰۲۶ در مقایسه با سپتامبر ۲۰۲۵ استحکام بیشتری داشتهاند. مقاومسازی ورودیهای شرقی و غربی نیز همچنان ادامه دارد.
کاهش نخالههای حفاری معمولا نشانه انتقال یک پروژه از مرحله خاکبرداری به مرحله تکمیل سازه است. تحلیلگران بر این اساس احتمال دادهاند تمرکز فعالیتها به سمت ساختوساز درون تاسیسات زیرزمینی تغییر کرده باشد.
در تاسیسات هستهای نطنز، واقع در دو کیلومتری شمال این مجموعه، تغییر مشابهی مشاهده نشده است. به همین دلیل، افزایش فعالیت ثبتشده بهطور مشخص به مجموعه زیرزمینی کوه کلنگ نسبت داده شده است.بر اساس گزارشهای پیشین، اطلاعات اسرائیل مدعی شده بود حکومت ایران در پاییز گذشته سانتریفیوژها و قطعات آنها را به کوه کلنگ منتقل کرده است. تحلیل تصاویر ماهوارهای نتوانسته است این موضوع را تایید یا رد کند.
نویسندگان گزارش میگویند تداوم عملیات عمرانی، مشاهده نشدن افزایش تدابیر امنیتی داخلی و نبود خودروها یا تجهیزاتی که با ساختوساز ارتباط ندارند، نشان میدهد احتمالا این تاسیسات هنوز برای انجام غنیسازی اورانیوم آماده نیست.
آنها تاکید کردهاند برای تشخیص الگوی فعالیت مجموعه و مشخص شدن کاربری آن، بررسی دقیقتر تحرکات روزانه ضروری است.
تحلیلگران سه کاربری احتمالی را برای این مجموعه مطرح کردهاند: کارخانه مونتاژ سانتریفیوژ، یک مرکز زیرزمینی غنیسازی اورانیوم یا محلی برای انتقال فعالیتهای پژوهشی و تاسیسات مرتبط با برنامه احتمالی تسلیحات هستهای.
یکی از نگرانیهای مطرحشده این است که حکومت ایران بتواند حدود ۴۴۰ کیلوگرم ذخیره اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی خود را در چنین مجموعهای به مواد با غنای تسلیحاتی تبدیل کند. با این حال، شواهد منابع عمومی وقوع چنین فعالیتی را در کوه کلنگ نشان نمیدهند.
ساخت مجموعه پس از خرابکاری نطنز آغاز شد
کوه کلنگ گزلا مجموعهای بزرگ از تونلهای زیرزمینی در یک کوه گرانیتی، در دو کیلومتری جنوب تاسیسات غنیسازی نطنز است.
علیاکبر صالحی، رئیس وقت سازمان انرژی اتمی ایران، در سال ۲۰۲۰ از آغاز ساخت یک مرکز زیرزمینی مونتاژ سانتریفیوژ در نزدیکی نطنز خبر داد. این تصمیم پس از خرابکاری منتسب به اسرائیل در یک کارگاه روی زمین در مجموعه نطنز گرفته شد.آژانس بینالمللی انرژی اتمی از تهران خواسته است درباره کوه کلنگ اطلاعات ارائه کند و اجازه دسترسی بازرسان به این محل را بدهد. بنا بر گزارش سیاسآیاس، جمهوری اسلامی تاکنون به این درخواستها پاسخ نداده است.
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، در سپتامبر ۲۰۲۵ گفته بود تصاویر ماهوارهای برای تشخیص فعالیتهای داخل مجموعه کافی نیست و بازرسان آژانس باید در محل حضور یابند تا کاربری آن را بررسی کنند. نویسندگان تحلیل سیاسآیاس در مقابل گفتهاند تهران همزمان با درخواست شفافیت، مانع فعالیت بازرسانی شده است که میتوانند این موضوع را بررسی کنند.
تصاویر همچنین نشان میدهند فعالیتهای ساختمانی در دوره اجرای تفاهمنامه ۲۷ خرداد میان جمهوری اسلامی و آمریکا با سرعت زیاد ادامه داشته است. در آن تفاهمنامه آمده بود جمهوری اسلامی باید وضع موجود برنامه هستهای خود را حفظ کند.عمق دقیق تاسیسات زیرزمینی کوه کلنگ مشخص نیست. برخی برآوردهای منابع عمومی عمق آن را بین ۸۰ تا ۱۰۰ متر اعلام کردهاند، اما این تخمینها عمدتا بر محاسبه حجم خاک خارجشده از تونلها متکیاند.
نویسندگان گزارش هشدار دادهاند که حجم خاک نمیتواند جهت تونلها یا طراحی داخلی مجموعه را نشان دهد. با وجود این محدودیت، تصاویر بخشهای خارجی از وجود تاسیساتی گسترده و بهشدت مستحکم در دل یک کوه گرانیتی حکایت دارد.
ورودی تونلهای این مجموعه به شکل خمیده ساخته شدهاند. این طراحی میتواند مانع حرکت مستقیم موشک در امتداد تونل شود و شدت امواج انفجاری منتقلشده به بخشهای زیرزمینی را کاهش دهد.تحلیلگران میگویند تخریب کامل چنین مجموعهای با تسلیحات متعارف بسیار دشوار خواهد بود. حتی بمب جیبییو-۵۷، سنگینترین مهمات متعارف نفوذگر آمریکا، ممکن است برای این ماموریت کافی نباشد.
این بمب حدود ۳۰ هزار پوند، معادل ۱۳ هزار و ۶۰۰ کیلوگرم، وزن دارد و حامل یک کلاهک انفجاری پنج هزار پوندی، معادل حدود دو هزار و ۲۷۰ کیلوگرم، است. بنا بر گزارشها، جیبییو-۵۷ میتواند پیش از انفجار با فیوز تاخیری تا حدود ۶۰ متر در زمین نفوذ کند و تنها بمبافکن رادارگریز بی-۲ قادر به حمل عملیاتی آن است.
آمریکا ممکن است ورودی تونلها را هدف قرار دهد
نیروی هوایی آمریکا در عملیات «چکش نیمهشب» ۱۲ بمب جیبییو-۵۷ را بر فردو فرو ریخت و شش دهانه انفجاری بر فراز یک محور تهویه متصل به سالن زیرزمینی سانتریفیوژها ایجاد کرد.
در این حمله از روشی موسوم به «اصابت دوگانه» استفاده شد: بمب نخست دهانهای در زمین ایجاد میکند و بمب دوم در همان حفره فرود میآید تا موج انفجار در عمق بیشتری منتقل شود.
تاسیسات فردو بنا بر گزارشها دستکم ۸۰ متر زیر زمین قرار داشت، اما محورهای تهویه آن یک نقطه ضعف ساختاری ایجاد کرده بود. همچنین دقت حمله نشان میداد آمریکا و اسرائیل احتمالا اطلاعات تفصیلی، از جمله نقشهها و طرحهای فنی، در اختیار داشتند.
مشخص نیست کوه کلنگ نیز دارای محورهای تهویهای با آسیبپذیری مشابه باشد. تحلیلگران معتقدند حکومت ایران احتمالا با استفاده از تجربه حمله به فردو، نقاط ضعف احتمالی مجموعه جدید را کاهش داده است.
از آنجا که ذخیره بمبهای جیبییو-۵۷ آمریکا محدود است و پنتاگون پس از عملیات چکش نیمهشب در حال جایگزین کردن مهمات مصرفشده است، ممکن است واشینگتن بهجای تخریب سازه داخلی، ورودی تونلهای کوه کلنگ را با موشکهای کروز هدف قرار دهد.
آمریکا در ژوئن ۲۰۲۵ نیز از چند موشک کروز تاماهاک برای هدف قرار دادن ورودیهای مجموعه زیرزمینی اصفهان استفاده کرد. این احتمال میتواند حکومت ایران را به مقاومسازی بیشتر ورودیهای کوه کلنگ ترغیب کند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۳۰ تیر از احتمال حمله قریبالوقوع و سنگین به این مجموعه سخن گفته بود. هنگام انتشار تحلیل سیاسآیاس، تصاویر تجاری مربوط به دوره پس از این سخنان در دسترس نبود.نویسندگان گزارش تاکید کردهاند که تخریب کوه کلنگ علاوه بر قدرت انفجاری، به اطلاعات عملیاتی دقیق، شناخت طراحی داخلی و مدلسازی پیچیده نیاز دارد.به ارزیابی آنان، حمله نظامی ممکن است این مجموعه را تخریب، مسدود یا برای مدتی از کار بیندازد، اما نمیتواند بهتنهایی بلندپروازیهای هستهای حکومت ایران را متوقف کند. جمهوری اسلامی تاسیسات زیرزمینی متعدد دیگری نیز دارد که هدف قرار دادن آنها دشوار است؛ از جمله مجموعه زیرزمینی اصفهان.
سیاسآیاس نتیجه گرفته است که اگر هدف آمریکا جلوگیری دائمی از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای باشد، بمباران تاسیسات این کشور در فاصلههای چندماهه، راهکاری ناکافی و ادامهناپذیر خواهد بود.
به گفته نویسندگان، توافقی دیپلماتیک که اجرای آن قابل راستیآزمایی باشد، احتمالا تنها راهحل پایدار برای محدود کردن برنامه هستهای ایران است.
این مقاله تحلیلی را جوزف راجرز، داگلاس کامستاک و جوزف اس. برمودز جونیور نوشتهاند. سیاسآیاس تاکید کرده است که دیدگاهها و نتیجهگیریهای مطرحشده صرفا متعلق به نویسندگان است و موضع رسمی این موسسه محسوب نمیشود.
