امجد یوسف، قصاب محله تضامن، از جنایت هولناک دمشق تا روزی که دستگیر شد
آدمکش محله تضامن دمشق، افسر شاخه ۲۲۷ اطلاعات ارتش سوریه که در ماه آپریل سال ۲۰۱۳ دهها غیرنظامی دستبسته را در گودال مرگ تیرباران کرد و سوزاند، جمعه چهارم اردیبهشت در حماه دستگیر شد. ویدیوهای وحشتناک جنایت یوسف لو رفته بود و او حالا نماد عدالت انتقالی سوریه است.
امجد یوسف، متولد ۱۹۸۶، افسر اطلاعات نظامی سوریه بود که به عنوان یکی از متهمان اصلی «کشتار تضامن» در آپریل ۲۰۱۳ شناخته میشود. کشتار تضامن یکی از وحشتناکترین نمادهای سرکوب رژیم بشار اسد علیه غیرنظامیان در جریان قیام سال ۲۰۱۱ سوریه به شمار میرود.
یوسف در آن زمان درجهدار و مسئول امنیت جنوب دمشق بود. در ویدیوهای افشا شده به وضوح دیده میشود که او زندانیان چشمبسته و دستبسته را به گودالی پیشساخته پرت میکند، مسخرهشان میکند و از پشت سر با کلاشنیکف یا تپانچه، به آنان شلیک میکند. اجساد سپس با لاستیک خودرو آتش زده و با بولدوزر دفن میشوند.
تعداد قربانیان دستکم ۲۸۸ نفر از جمله ۱۲ کودک و هفت زن تخمین زده شده و ممکن است بیش از هزار نفر باشند.
تصویری از جنایت
در آپریل ۲۰۱۳، در محله تضامن دمشق، نزدیک خیابان دابول و مسجد عثمان، نیروهای شاخه ۲۲۷ اطلاعات نظامی و شبهنظامیان طرفدار رژیم اسد مانند نجیب الحلبی، از نیروهای دفاع ملی، غیرنظامیان سنی عرب و ترکمن را که عمدتا از خانوادههای کارگری و متوسط و غیرسیاسی بودند، از بازداشتگاهها یا ایستهای بازرسی جمعآوری کردند. قربانیان با چشمان و دهان بسته با نوار چسب یا سلفون و دستهای بسته با دستبند پلاستیکی، به ونهای سفید منتقل شدند و در گودالی به قتل رسیدند.
ویدیوهایی از این جنایت که در مجموع حدود ۲۱ دقیقه است و در ۲۷ برداشت گرفته شده، نشان میدهد یوسف با یونیفرم زیتونی، آرام و خونسرد عمل میکند: بولدوزر حفر گودال را رانندگی میکند، قربانیان را هل میدهد و فریاد میزند «برو جلو!»، «بدو!» یا «بمیر، حرامزاده! هنوز سیر نشدی؟» در حالی که همدستش سیگار میکشد، لبخند میزند و به یوسف سلام میکند، او یکی از قربانیان مسنتر را سر میبرد. یک اعدام سرد و سیستماتیک در روز روشن.
برادر کوچکتر امجد به نام نعیم یوسف، ژانویه ۲۰۱۳ و چند ماه قبل از کشتار تضامن، در درگیریهای ارتش سوریه در منطقه دارایا نزدیک دمشق کشته شد. او سرباز ارتش بود.
امجد در مصاحبههای مخفیانه هیجانی شد و صراحتا گفت: «انتقام گرفتم. دروغ نمیگویم. انتقام گرفتم. کشتم.»
او کشتار تضامن یا حداقل بخشی از آن را نوعی انتقام شخصی و قبیلهای برای مرگ برادرش میدانست. حتی در یکی از ویدیوهای جنایت، وقتی دوربین روی اجساد کودکان متمرکز میشود، یکی از همدستانش میگوید: «قربانی برای روح شهید نعیم یوسف …»
یوسف همچنین خود را «پسر نهاد» (ابن الموسسه) میدانست. ابن الموسسه اصطلاح رایج در سوریه و کشورهای عربی برای کسانی است که در «نهاد امنیتی نظامی» مانند مخابرات، ارتش و اطلاعات بزرگ شدهاند و هویت اصلیشان را به موسسه یعنی سیستم امنیتی رژیم گره زدهاند، نه به قوم، مذهب یا منطقه.
این افراد وفاداری مطلق به نهاد دارند و خود را «مال آن» میدانند.
پدر او نیز افسر ارتش بود.
جنایت یوسف چگونه فاش و راستیآزمایی شد؟
جنایت این عامل رژیم اسد تا سال ۲۰۲۲ پنهان ماند. ویدیوهایی که روی لپتاپ دولتی ذخیرهشده بودند، بهوسیله یک سرباز وظیفه که بعدا از سوریه گریخت، ضبط شد و به دست فعالان حقوق بشر سوریه در پاریس رسید. دو محقق به نامهای آنسار شاهود، فعال سوری و پروفسور اوغور اومیت اونگور از دانشگاه آمستردام، با استفاده از هوش مصنوعی منبعباز (OSINT)، تطبیق جغرافیایی (از طریق شناسایی ستونهای ساختمان، گرافیتی محله و موارد دیگر)، مصاحبه با بازماندگان و مبارزان سابق ارتش آزاد سوریه و حتی خود یوسف (با استفاده از یک پروفایل جعلی در فیسبوک)، هویت او را تایید کردند.
یوسف با زخم افقی مشخص روی ابروی چپش در ویدیوها قابل شناسایی بود.
مصاحبههای ویدیویی با او در دفتر شاخه ۲۲۷ و خانهاش و اعترافات همکارانش مانند جمال الخطیب که رییس او بود، صحت ویدیوها را اثبات کرد.
روزنامه گاردین در سال ۲۰۲۲ گزارشی منتشر کرد و نیولاینز مگزین، جزییات کامل رویدادها را آورد.
پلیس هلند و سازمانهای حقوق بشری هم ویدیوها را بررسی کردند.
در پی افشای این جنایت، آمریکا، اتحادیه اروپا و فرانسه، یوسف را تحریم کردند و تحقیق درباره «جنایات جنگی» او آغاز شد.
بریتانیا هم در سال ۲۰۲۳ او را بهدلیل «سرکوب سیستماتیک غیرنظامیان، از جمله تجاوز و کشتار»، تحریم کرد.
یوسف چطور به دام افتاد؟
پس از سقوط رژیم اسد در پایان سال ۲۰۲۴، یوسف در روستاهای اطراف حماه در دشت الغاب مخفی شد تا اینکه جمعه ۲۴ آپریل ۲۰۲۶، وزارت کشور سوریه به مدیریت انس خطاب، اعلام کرد در یک «عملیات امنیتی دقیق» و با چند روز رصد و تعقیب، یوسف را در حماه دستگیر کرده است.
ویدیوهای منتشرشده نشان میدهند یوسف با صورت خونآلود در خودروی پلیس نشسته، لباس زندانی به تن دارد و نیروهای امنیتی او را احاطه کردهاند.
خطاب، خودش او را بازجویی کرد و پرسید: «قلب نداری؟ … بچه نداری؟»
بهدنبال دستگیری او، مردم تضامن جشن گرفتند، گلهای سفید بر سر گودالی گذاشتند که حالا در «نقشه گوگل»، «گودال امجد یوسف» نامیده میشود و شیرینی پخش کردند.
یوسف اکنون در بازداشت دولت جدید سوریه به رهبری احمد الشرع است و دستگیریاش نماد آغاز حسابکشی از جنایتکاران رژیم اسد؛ هرچند برخی مقامات سابق با حکومت جدید معامله کردهاند.
ارتباط یوسف با ایران
هیچ سند معتبر و مستقیمی از ارتباط شخصی یوسف با جمهوری اسلامی وجود ندارد اما زمینه روشن است: او در دل رژیم اسد عمل میکرد که از سال ۲۰۱۲ به بعد به شدت به حمایت نظامی حکومت ایران وابسته بود. قاسم سلیمانی و نیروی قدس سپاه پاسداران، فاطمیون و زینبیون، نقش محوری در طولانیتر کردن عمر رژیم اسد داشتند. مستشاران ایرانی و شبهنظامیان شیعه شامل حزبالله لبنان، با رژیم اسد همکاری میکردند و جمهوری اسلامی، هماهنگی عملیات در دمشق و حومه آن از جمله جنوب دمشق را مدیریت میکرد.
شاخه ۲۲۷ اطلاعات ارتش سوریه که یوسف در آن خدمت میکرد، در سرکوب قیام مردم از حمایت لجستیکی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی برخوردار بود.
جنایت تضامن بخشی از همان ماشین سرکوبی بود که حکومت ایران برای حفظ «محور مقاومت» و اسد به عنوان متحد کلیدیاش، آن را تامین مالی و پشتیبانی کرد.
درس سوریه برای جنایتکاران جمهوری اسلامی
دستگیری یوسف بار دیگر نشان داد که جنایتکاران جنگی نمیتوانند برای همیشه فرار کنند.
سوریه پس از اسد، با وجود چالشها، در حال باز کردن پروندههای «جنایات علیه بشریت» است: ویدیوهای فاش شده، هوش مصنوعی و مصاحبههای مخفی، ابزارهای قدرتمندی برای راستیآزمایی این جنایتها بودهاند و این دقیقا همان الگویی است که میتواند برای ایران پس از جمهوری اسلامی اعمال شود.
حکومت ایران نه تنها جنایاتی مانند اعدامهای ۶۷، سرکوب ۸۸، آبان ۹۸ و اعتراضات ۱۴۰۱ و کشتار دیماه ۱۴۰۴ را رقم زده است، بلکه در خارج از کشور با حمایت از اسد و جنایات مشابه در دیگر نقاط جهان، دست به «جنایت علیه بشریت» زده است.
بسیاری از فرماندهان سپاه پاسداران و نهادهای اطلاعاتی که در سوریه تحت فرماندهی سلیمانی، فرمانده وقت سپاه قدس، دخیل بودند، امروز همچنان در قدرت یا مصونیت از مجازات ماندهاند.
پرونده یوسف بار دیگر نشان داد که با تغییر رژیم، اسناد، ویدیوها و شاهدان زنده از بین نمیروند و حتی بیرحمترین قصابان هم ممکن است به دام بیفتند.
