ز فریبِ او بیندیش و غلط مکن، نگارا :حافظِ
به مُلازِمانِ سلطان، که رساند این دعا را؟ که به شُکرِ پادشاهی، زِ نظر مَران گدا را ز رقیبِ دیوسیرت،
بیشتر بخوانیدبه مُلازِمانِ سلطان، که رساند این دعا را؟ که به شُکرِ پادشاهی، زِ نظر مَران گدا را ز رقیبِ دیوسیرت،
بیشتر بخوانیدبا فراقت چند سازم؟ برگ تنهاییم نیست دستگاه صبر و پایاب شکیباییم نیست ترسم از تنهایی، احوالم به رسوایی کشد
بیشتر بخوانیدآمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم تا برفتی ز برم صورت بیجان بودم نه فراموشیم از ذکر تو
بیشتر بخوانیدنگاه کن که نریزد دهی چو باده به دستمفدای چشمِ تو ساقی بههوش باش که مستم کنم مصالحه یکسر به
بیشتر بخوانیدپرده بردار ز رخسار که دیدن داری سربرآور ز گریبان که دمیدن داری منت خشک چرا می کشی از آب
بیشتر بخوانیدجمله یارانِ تو سنگند و توی مرجان چرا ؟آسمان با جملگان جسمست و با تو جان چرا ؟ چون تو
بیشتر بخوانیدمطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست که به پیمانهکشی شهره شدم روز الست من همان دم که
بیشتر بخوانیدچه دانی ز حال دل وُ بیقراریچو از عالَم عاشقی برکناری نه قلبت تپیده به شوری وُ شوقینه در سینهات
بیشتر بخوانیدمن اگر کافر و بیدین و خرابم؛ به تو چه؟ من اگر مست می و شرب و شرابم ؛ به
بیشتر بخوانیدگزیدهای از مثنوی مِهرِ میهن به دل آتشی دارم افروخته وز آن خرمن جان من سوخته دلم گشته چون کوه
بیشتر بخوانید