پاییز می رسد که مرا مبتلا کند: علیرضا بدیع
پاییز می رسد که مرا مبتلا کندبا رنگ های تازه مرا آشنا کند پاییز می رسد که همانند سال پیشخود
بیشتر بخوانیدپاییز می رسد که مرا مبتلا کندبا رنگ های تازه مرا آشنا کند پاییز می رسد که همانند سال پیشخود
بیشتر بخوانیداین شعر 900 سال پیش در وصف ایران امروز سروده شده رحمت بر تربت پاک فردوسیاین شعر رو بخونید که
بیشتر بخوانیدبه مُلازِمانِ سلطان، که رساند این دعا را؟ که به شُکرِ پادشاهی، زِ نظر مَران گدا را ز رقیبِ دیوسیرت،
بیشتر بخوانیدبا فراقت چند سازم؟ برگ تنهاییم نیست دستگاه صبر و پایاب شکیباییم نیست ترسم از تنهایی، احوالم به رسوایی کشد
بیشتر بخوانیدآمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم تا برفتی ز برم صورت بیجان بودم نه فراموشیم از ذکر تو
بیشتر بخوانیدنگاه کن که نریزد دهی چو باده به دستمفدای چشمِ تو ساقی بههوش باش که مستم کنم مصالحه یکسر به
بیشتر بخوانیدپرده بردار ز رخسار که دیدن داری سربرآور ز گریبان که دمیدن داری منت خشک چرا می کشی از آب
بیشتر بخوانیدجمله یارانِ تو سنگند و توی مرجان چرا ؟آسمان با جملگان جسمست و با تو جان چرا ؟ چون تو
بیشتر بخوانیدمطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست که به پیمانهکشی شهره شدم روز الست من همان دم که
بیشتر بخوانیدچه دانی ز حال دل وُ بیقراریچو از عالَم عاشقی برکناری نه قلبت تپیده به شوری وُ شوقینه در سینهات
بیشتر بخوانید