من اگر کافر و بیدین و خرابم؛ به تو چه؟: سیمین بهبهانی
من اگر کافر و بیدین و خرابم؛ به تو چه؟ من اگر مست می و شرب و شرابم ؛ به
بیشتر بخوانیدمن اگر کافر و بیدین و خرابم؛ به تو چه؟ من اگر مست می و شرب و شرابم ؛ به
بیشتر بخوانیدگزیدهای از مثنوی مِهرِ میهن به دل آتشی دارم افروخته وز آن خرمن جان من سوخته دلم گشته چون کوه
بیشتر بخوانیدما را سفری فتاد بیما آن جا دل ما گشاد بیما آن مه که ز ما نهان همیشد رخ بر
بیشتر بخوانیدای خواجه نمیبینی این روز قیامت را ؟ این یوسف خوبی را، این خوش قد و قامت را ؟ ای
بیشتر بخوانیدسحرم دولت خواب آلودهآمد و گفت بخواب آسوده که نه آن خسرو شیرین آمدنه نگارت به هر آئین آمد گفتم
بیشتر بخوانید. به پندار دانای مغربزمینپدیدآور پند نو «داروین» زمانه ز میمون، دُمی کم نمودسپس ناسزا نامش، آدم نمود اگر آدمیت
بیشتر بخوانیدساقی تو شراب لامکان راآن نام و نشان بینشان را بفزا که فزایش روانی سرمست و روانه کن روان را
بیشتر بخوانیدبه ملازمان سلطان که رساند این دعا را؟که به شُکرِ پادشاهی ز نظر مران گدا را ز رقیب دیوسیرت به
بیشتر بخوانید. چون شفق گرچه مرا باده ز خون جگر است/دل آزادهام از صبح طربناکتر است عاشقی مایهٔ شادی بُوَد و
بیشتر بخوانیدزهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا چه نغزست و چه خوبست و چه زیباست خدایا چه گرمیم چه
بیشتر بخوانید