از همه کس گـذر کنم ، از تو گذر نمی شود : مولانا
از همه کس گـذر کنم ، از تو گذر نمی شودمشکل تـو وفـای مـن ، مشکل من جفای تو کن
بیشتر بخوانیداز همه کس گـذر کنم ، از تو گذر نمی شودمشکل تـو وفـای مـن ، مشکل من جفای تو کن
بیشتر بخوانیددریغ و درد،در این غروبِ سربی،که سایهها بلندتر از رؤیابر دیوارهای خستهٔ شهر میافتند. باد،از اعماقِ جانِ خاک،سرودِ آوارگی را
بیشتر بخوانیددیوان حافظ غزل شماره ۲۲۳ ????????????? هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرودهرگز از یاد من آن
بیشتر بخوانیدخوشا دلی که مدام از پی نظر نرودبه هر درش که بخوانند بیخبر نرود’ طمع در آن لب شیرین نکردنم
بیشتر بخوانیدهنگامۀ آزادیست ، خیزیم که هنگام استتا دُور ِ دد ِ دوران در بطن ِ خزان آریم در دل بی
بیشتر بخوانیددر انقضای راهشب مانده بود وُ ماه.میسوخت آسماندر چشم پُرهراس مسیحا به جلجتامن بودم وُچراغ خواهش خاموش یک نگاه. خورشیدِ
بیشتر بخوانیدصبحدم مرغِ چمن با گلِ نوخاسته گفت ناز کم کن که در این باغ، بسی چون تو شکفت گل بخندید
بیشتر بخوانیددیوان حافظ غزل شماره ۲۲۴ خوشا دلی که مدام از پی نظر نرودبه هر درش که بخوانند بیخبر نرود طمع
بیشتر بخوانیددلا بسوز که سوز تو کارها بکندنیاز نیم شبی دفع د بلا بکند عتاب یار پری چهره عاشقانه بکشکه یک
بیشتر بخوانیدامروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس غم و شادی که پس پرده نهان است گر مرد رهی ،
بیشتر بخوانید