بیعشق سر مکن که دلت پیر میشود (گاهی نمیشود) :قیصر امینپور
گاهی گمان نمیکنی، ولی خوب میشودگاهی نمیشود، که نمیشود، که نمیشود گاهی بساط عیش خودش جور میشودگاهی دگر تهیه بدستور
بیشتر بخوانیدگاهی گمان نمیکنی، ولی خوب میشودگاهی نمیشود، که نمیشود، که نمیشود گاهی بساط عیش خودش جور میشودگاهی دگر تهیه بدستور
بیشتر بخوانیدغزل شمارهٔ 23 خیالِ رویِ تو در هر طریق همرهِ ماست نسیمِ مویِ تو، پیوندِ جانِ آگهِ ماست به رَغمِ
بیشتر بخوانیددر ذهن گیج و خسته من یک سوال استآیا تمام این وقایع، در خیال است؟ ایران شده، زیر لگدهای اجانببیچاره
بیشتر بخوانید☘ دیوان حافظ غزل شماره ۴۲۱در سرای مغان رفته بود و آب زدهنشسته پیر و صلایی به شیخ و شاب
بیشتر بخوانیدغزل شماره ۴۰۳در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشمبدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم به
بیشتر بخوانیدمزن بر دل ز نوکِ غمزه تیرم که پیشِ چشمِ بیمارت بمیرم نِصاب حُسن در حدِّ کمال است زکاتم دِه
بیشتر بخوانیدبرای کارگران معدن زغال سنگ طبس که برای بهدست آوردن لقمه ای نان حلال جانشان را مظلومانه از دست داده
بیشتر بخوانیدمن مسلمانی ز رفتارهایانسانها ببینمدر حیاتی مملو ازشیب و فراز ، نی کنم هرگز قضاوتخلق رااز کیش و آئین و
بیشتر بخوانیدهرکه شد خام، بهصد شعبده خوابش کردندهرکه درخواب نشد، خانه خرابش کردند… بازی اهل سیاست که فریبست و دروغخدمتِ خلقِ
بیشتر بخوانیدصَنَما با غمِ عشقِ تو چه تدبیر کنم؟تا به کِی در غمِ تو نالهٔ شبگیر کنم؟ دل دیوانه از آن
بیشتر بخوانید