ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما :حافظ
دیوان حافظ غزل شماره ۱۲ ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شماآب روی خوبی از چاه زنخدان شما عزم
بیشتر بخوانیددیوان حافظ غزل شماره ۱۲ ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شماآب روی خوبی از چاه زنخدان شما عزم
بیشتر بخوانیدهر نکتهای که گفتم در وصفِ آن شَمایل هر کو شنید گفتا لِلّهِ دَرُّ قائل تحصیلِ عشق و رندی آسان
بیشتر بخوانید. ﮐﺎﺵ ﺗﺎ ﺩﻝ میگرفت ﻭ میشکستﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽﺁﻣﺪ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻣﯽﻧﺸﺴﺖ ﮐﺎﺵ میشد ﺭﻭﯼ ﻫﺮ ﺭﻧﮕﯿﻦﮐﻤﺎﻥﻣﯽﻧﻮﺷﺘﻢ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﻤﺎﻥ ﮐﺎﺵ
بیشتر بخوانید عیسی مریم به کوهی میگریختشیر گویی خون او میخواست ریخت آن یکی در پی دوید و گفت خیردر پیات
بیشتر بخوانید. به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه جویبار که در من جاری بود به ابرها که فکرهای طویلم بودندبه رشد
بیشتر بخوانیددر ذهن گیج و خسته من یک سوال استآیا تمام این وقایع، در خیال است؟ ایران شده، زیر لگدهای اجانببیچاره
بیشتر بخوانید. پیشِ میّت، دوغ با رانی چه فرقی میکندامنیت با وضعِ بحرانی چه فرقی میکند؟! “مشکلی دارم زِ دانشمندِ مجلس
بیشتر بخوانید. فیل را دیدند در حال فرار از جنگل استگاوها گفتند بیمار است، شاید انگل است کرگدن فریاد زد دیوانه
بیشتر بخوانیدشعری که چندی پیش شروین سلیمانی با جسارت فراوان در مجلس شعر اقای خامنهای قرائت کرد: پیکِ مرگ آمد شبی
بیشتر بخوانیدترسیم زیبای سهراب سپهری از تمجیدات و برخوردهای مردم بعد از مرگ افراد : بعد مرگم شده بود…آمدم مجلس ترحیم
بیشتر بخوانید