صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن: حافظ
دیوان حافظ غزل شماره ۳۹۶ صبح است ساقیا قدحی پرشراب کندور فلک درنگ ندارد شتاب کن زان پیشتر که عالم
بیشتر بخوانیددیوان حافظ غزل شماره ۳۹۶ صبح است ساقیا قدحی پرشراب کندور فلک درنگ ندارد شتاب کن زان پیشتر که عالم
بیشتر بخوانیدهر که شد محرمِ دل در حرمِ یار بِمانْد وان که این کار ندانست در انکار بِمانْد اگر از پرده
بیشتر بخوانیددست در حلقهٔ آن زلفِ دوتا نتوان کرد تکیه بر عهدِ تو و بادِ صبا نتوان کرد آنچه سعی است،
بیشتر بخوانیدبا همین دیدگان اشک آلود،از همین روزن گشوده به دود،به پرستو، به گل، به سبزه درود! به شکوفه، به صبحدم، به
بیشتر بخوانیدیکی از شعرهای زیبایی که در وصف بهار سروده شده شعر بوی باران بوی سبزه بوی خاک فریدون مشیری است
بیشتر بخوانیدایران شده یک مملکت بیدر و دیوار، انگار نه انگار/مردم همه در بند غم و غصه و ادبار، انگار نه
بیشتر بخوانیدپدر مجنون او را برای شفا به زیارت کعبه برد بگرفت به رفق دست فرزنددر سایه کعبه داشت یکچند گفت
بیشتر بخوانیدبرخیز که میرود زمستانبگشای در سرای بستان نارنج و بنفشه بر طبق نهمنقل بگذار در شبستان وین پرده بگوی تا
بیشتر بخوانیدبشکفد بار دگر لاله ی رنگین مرادغنچه ی سرخ فرو بسته ی دل باز شودمن نگویم کهبهاری که گذشت آید بازروزگاری که
بیشتر بخوانید“ تو به خال لب دلدار، گرفتار شدی؟!/ما به نیرنگ تو ای شیخ، گرفتار شدیم! زِ همانروز که شیخ، گام
بیشتر بخوانید