بهزاد بهره بر : سرزمین خیزش
از هردو دیده اشکم چو سیل بی امان استزین بی عدالتیها ، کندر وطن عیان است بازار ِ کار ِ
بیشتر بخوانیداز هردو دیده اشکم چو سیل بی امان استزین بی عدالتیها ، کندر وطن عیان است بازار ِ کار ِ
بیشتر بخوانیددید آن قَهقَهه یجانِ به خاکِ دَم گُور رقصِ مرگسَرزده تا سَرحد نور پرسشی از سَر کُنجکاوی و شُورنابَلد بود
بیشتر بخوانیدسکوت قتاله ی جان هاستبیان کردن نوشتنشکُفتن از نگاه هاست چه تَن هایی که گفتند یا شِنُفتَنداز آنها رَدی ناپیداست
بیشتر بخوانیدخوابهای طلایی در اتوبوس بی خانماناند. شبها از سرما در اتوبوسهای شهری میخوابند. بعد از ۴۵ دقیقه در آخر خط
بیشتر بخوانیددر وقتِ قیام و جانفشانیفریاد ز شکایت و فغانی آن کینه رها شد از کمانیاز بام فتادند عاشقانی جنگی به
بیشتر بخوانیدداشتم کتاب میخواندم، کجا؟ روی تخت بیمارستان، اما ناگفته نماند که پاهایم را با زنجیر به تخت بسته بودند.بیخردهای جاهل
بیشتر بخوانیدآقای محمد مهدوی فر استاد دانشگاه این شعر را سروده اطلاعات سپاه کاشان از آقاى محمد مهدوى فر استاد دانشگاه
بیشتر بخوانیداین شعر در محکوم کردن نویسندگان شرف فروش و شاعران قلم فروش جوانی است که به جای پیوستن به صف
بیشتر بخوانیدتظاهرات ایرانیان آزاده و هواداران مجاهدین در برابر دادگاه استکهلم علیه حمید نوری، دژخیم و شکنجه گر به دام افتاده
بیشتر بخوانیددر فضای چَکُشِ قانونپرسش و پاسخز شاهدانِ خون بند و فصلِ تبصره هایی چوندادستان کبوتران آزادیگزارشش پُر جون رَعشه بر
بیشتر بخوانید