توره نالد که ؛ “قهرم از این باغ :” جمشید پیمان
توره را چون برون کنی از باغبرجگر دارد از تو صدها داغ خاصه گر باغ توست انگوریتوره را افکنی به
بیشتر بخوانیدتوره را چون برون کنی از باغبرجگر دارد از تو صدها داغ خاصه گر باغ توست انگوریتوره را افکنی به
بیشتر بخوانیددر اهواز و ماهشهر دو گور دسته جمعی از زندانیان سیاسیِ زندانِ کارون اهواز و زندانیان سیاسیِ قتل عام شده
بیشتر بخوانیدساقی ِ بزم ِ رهایی شدن امروز بجاست بر سر ِ سفره َ این بزم ننشستن خطاست درکشیدن قدحی از
بیشتر بخوانیدبهاران؛ نرم آمد با تامل تا بغل گیرد، کاکُلِ سُنبل آخوندها؛ چشم دریده، گرسنه نان ندیده، رهبری مُنگُل بهار آمد؛
بیشتر بخوانیدبا بهاران باید اما ، جملگی رویش کنیم همچو غُنچه بر سر ِهر شاخه آرایش کنیم سرو مانند ، ایستاده
بیشتر بخوانیدنمی دانم روا یا نارواییم به این صورت، ز ریشه از کجاییم؟ مرا چون خود نخوان،از خود ندانم ز یک
بیشتر بخوانیدباغ اردیبهشتِ من امسال می نشاند به چشم خسته ی من اینهمه سروهای سبز آیین اینهمه با شکوه شمشادان اینهمه
بیشتر بخوانیداولین سین تو ، سلامتی است خواهش پول دار و پا پتی است سین دوّم سرایی آباد است در چنین
بیشتر بخوانید(تقدیم به سرزمین غمبارم ایران) ببار باران، بهاران را به همراه خودت آر به هر کوی و به هر برزن
بیشتر بخوانید