می جنگم برای داد و آزادی جمشید پیمان،
نه از نفرت انباشته ام نه دل به کین می سپارم کار من انتقام نیست و به تلافی بر نمی
بیشتر بخوانیدنه از نفرت انباشته ام نه دل به کین می سپارم کار من انتقام نیست و به تلافی بر نمی
بیشتر بخوانیددوستانِ عزیز و اهلِ وفا دلتان شاد و جانتان گلشن از حضور خوش یکایکِتان چشم مشتاق من بوَد روشن تَنِشی
بیشتر بخوانیدگریه ای زیر پلک ماسیده هق هقی کهنه در گلو مانده پرده افتاد و هیچ پیدا شد، چادری روی آبرو
بیشتر بخوانیدیارب ، قلیل قومی به غصب ، دژخیم خوی و بد نهاد در میهن ِ آریاییم فرمانروایی میکنند از ما
بیشتر بخوانیددر خیزش خونین شبهای پائیزی سفیر نابهنگام گلوله های خدا مغز جوانان را نشانه میگیرد تا هر گلوله آیه های
بیشتر بخوانیدسخت است روزگارِ من این جا بدون تو خالی ست سینه ام ز تمنّا بدون تو گفتی که بی تو
بیشتر بخوانیدهنگام دف زدن که لبالب ز شورشی من را کشی به جنگل سرشار از غرور من را ز تنگه های
بیشتر بخوانید. تقدیر نبُود آمدن و رفتنمان ، در این دار بیهوده بوُدن سد ِ تکامل است ، یاران هُشیار :
بیشتر بخوانیددوباره ، نه، همیشه سرزمین من پُر است از شکوفه های پَرپَر و صدای وحشیِ گلوله ها همیشه در نگاهِ
بیشتر بخوانید