هیچ رخساری گل نینداخت : جمشید پیمان،
تنهایم نمی گذارد هراس جاودانه ی جاری در جانم این جا مانده ی جهان جنینی ام. مرا با این همراه،
بیشتر بخوانیدتنهایم نمی گذارد هراس جاودانه ی جاری در جانم این جا مانده ی جهان جنینی ام. مرا با این همراه،
بیشتر بخوانیدمن از نبودت نیستم بی تو بگو ، من کیستم ؟ هستم اگر داری حضور وز غیبتت ، هان :
بیشتر بخوانیدیک سالِ دگر گذشت وُ ای وای، اینک از دفتر عمر یک دو برگش مانده یک سالِ دگر گذشت و
بیشتر بخوانیدوطن تسخیر روح الله زم شد دوباره سوژه داغی علم شد پرستو در ورودش همرهی کرد فرانسه در صدورش متهم
بیشتر بخوانید«بیان دلتنگی برای آزادی در متن یک ظلمت تاریخی» ای واحه ی نشسته به چشمانِ خسته ام من را عطش
بیشتر بخوانیدتقدیم به جاودانه فروغهای مقاومت ملی ایران زمین راهی ام ، راهی ِ راهی که برد تام ِ وجودم به
بیشتر بخوانیدسحر آبیِ اسمان را ندید به خونِ پُر از شعله ی خود تپید گذشت از تباهی،در آتش گریخت به پای
بیشتر بخوانیدهمگام شو با من تو ای دردت همانا درد ِ من گر اتحاد بر پا کنیم مشکل همی آسان کنیم
بیشتر بخوانیدپند دادی: “خطر چرا نکنی؟ آرزویت اگر که مِهتری است سخت آید به چنگ این کالا از برایش هماره مشتری
بیشتر بخوانیدکاروان بی وفقه افتاده به راه تیرگی را روشنی بخشیده ماه خو مکن با ظلمت پندارِ خود تا حقیقت را
بیشتر بخوانید