توشه راه : بهزاد بهره بر
تقدیم به جاودانه فروغهای مقاومت ملی ایران زمین راهی ام ، راهی ِ راهی که برد تام ِ وجودم به
بیشتر بخوانیدتقدیم به جاودانه فروغهای مقاومت ملی ایران زمین راهی ام ، راهی ِ راهی که برد تام ِ وجودم به
بیشتر بخوانیدسحر آبیِ اسمان را ندید به خونِ پُر از شعله ی خود تپید گذشت از تباهی،در آتش گریخت به پای
بیشتر بخوانیدهمگام شو با من تو ای دردت همانا درد ِ من گر اتحاد بر پا کنیم مشکل همی آسان کنیم
بیشتر بخوانیدپند دادی: “خطر چرا نکنی؟ آرزویت اگر که مِهتری است سخت آید به چنگ این کالا از برایش هماره مشتری
بیشتر بخوانیدکاروان بی وفقه افتاده به راه تیرگی را روشنی بخشیده ماه خو مکن با ظلمت پندارِ خود تا حقیقت را
بیشتر بخوانیدترانه پساکودتای ٢٨مرداد دیدی دلا که یار نیامد؟ گرد آمد و سوار نیامد بگداخت شمع و سوخت سراپای و آن
بیشتر بخوانیدسینه ام ؛ آتش فشانی شعله ور خسته نه، شوریده جانی شعله ور دیده ام دریا، دلم آتش فشان در
بیشتر بخوانیدسفر؛ آغازِ بی پایان، توقف؛ لاشه ی من شد من و رنگی هزاران گون، که در جانم مطنطن شد سفر؛
بیشتر بخوانیدشفیعی کدکنی: طفلی به نام “شادی” دیری است گمشده، با چشمهای روشن براق با گیسوی بلند به بالای آرزو هر
بیشتر بخوانیدای عقاب از چه خانگی گشتی آسمان عرصه ی حضور تو بود با کلاغان کنی هماغوشی یعنی این آخرِ غرور
بیشتر بخوانید