ای شاعر معترض بپا خیز! جمشید پیمان،
مستی و مرامِ پرده پوشی؟ چون باده به خُم،چرا نجوشی فتوایِ من است و می حلال است مگذار کنار باده
بیشتر بخوانیدمستی و مرامِ پرده پوشی؟ چون باده به خُم،چرا نجوشی فتوایِ من است و می حلال است مگذار کنار باده
بیشتر بخوانیدبه مناسبت روز جهانی کارگر فریادم را چه فرقی میکند که با شعر بسرایی یا زجر کشیدن و دردهایم را
بیشتر بخوانیدهرکه گرگش را دراندازد به خاک/ رفته رفته مىشود انسان پاک/ هرکه با گرگش مدارا مىکند/ خلق و خوى گرگ
بیشتر بخوانیدپاکبازان وطن ! پاکی از درد ناپاکان با خُسران برفت ای بسا خوبی ها کز زشتی ها ویران
بیشتر بخوانیددر همدلی با دایه دایه و سیل زده گان عزیز همتبارم لرستان و دیگر نقاط ایران. دایه دایه کِی وقته
بیشتر بخوانیدتمام تنم دل است و دلم گرفته و خونین است که کی دوباره در رسد انقلاب دیگر خلق نه چون
بیشتر بخوانیددیر گاهی ست آرزو دارم که نشانم به دیده نورِ تو را چه غریبم به چشمت،آزادی سخت باور کنم حضور
بیشتر بخوانیدساقی،سحر رسید،دلِ خسته ام به سوز گوید بریز جام دگر، تشنه ام هنوز جامی دگر بریز که خورشید تازه
بیشتر بخوانیدبهار طبیعت ، همه ساله ست به پشت سر دارد هزاران هزار تابلو زیبای شاعران عهد کهن . بهار من
بیشتر بخوانیدوقتی که می خرامد اندیشه های باران یک سو بنفشه روید یک سو شکوفه زاران بیدار می شود تا جایی
بیشتر بخوانید