تیغ کین ات را زدی بر پیکر آزادگی جمشید پیمان
«به آنان که تیغ کین بر پیکر آزادی می کشند» ای خطا ی در خطا ی در خطا ای بد
بیشتر بخوانید«به آنان که تیغ کین بر پیکر آزادی می کشند» ای خطا ی در خطا ی در خطا ای بد
بیشتر بخوانیدخدای من، ای زندانبان من تا به کی مرا در بند خواهی داشت؟ آیا گناه آدم را به پای ما
بیشتر بخوانیدبا کاروان مقاومت ایران به ویلپنت بیایید به کهکشان قیام خلق به جایگزین خلافت خون و خدعه و خسران .
بیشتر بخوانیدنگو”نمی شوَد”،این نکته در زبانِ تو نیست نگو”نمی روَم” این شأنِ کاروان تو نیست نگو “سکوت و صبوری” توراست
بیشتر بخوانیدبه: شهدای افتخار آفرین، سی هزار شهید قتل عام و مجاهدین گردنفراز، در همه جا آنان که خاک را زر
بیشتر بخوانیددریک کسوف خونین بدهنگام شرورترین تبار ابلیسان از ظلمت اندیشی ی واحه های منسوخ عهد عتیق برآمدند تا صدارت کنند
بیشتر بخوانیددر جنگلِ خیالِ من، افراز می شَوی گل می شوی،به دیده ی من باز می شوی وقتی برای صبح دلم
بیشتر بخوانیدنالههایت را هرگز فراموش نخواهم کرد، در هیاهوی قحطی و گرانی در کشور من اما، مرگ ارزانترین کالاست میتوان خرید
بیشتر بخوانیدشب ، عطر انزوای بومی اش را به جان دشت ریخت . و دشت ، زخم رحیل سواران را تا
بیشتر بخوانیدکاوه باید که شورشی باشد نهراسد ز هیبتِ ضحّاک بشکند این سکوت و سنّت را جامه ی ننگ افکند برخاک
بیشتر بخوانید