ما قصه ی دل جز به بر یار نبردیم: امیر هوشنگ ابتهاج
ما قصه ی دل جز به بر یار نبردیموز یار شکایت سوی اغیار نبردیم” ما قصه ی دل جز به
بیشتر بخوانیدما قصه ی دل جز به بر یار نبردیموز یار شکایت سوی اغیار نبردیم” ما قصه ی دل جز به
بیشتر بخوانیدسحر بلبل حکایت با صبا کرد که عشقِ رویِ گل با ما چهها کرد از آن رنگِ رُخَم، خون در
بیشتر بخوانیدای با هزار غصه و غم مبتلا وطن!عمری اسیر گشته به دام بلا وطن!فرش قمارخانۀ مشتی دغا وطن!بر بوریا نشسته
بیشتر بخوانیدزنده باد آن کس که هست از جان هوادار وطن هم وطن غمخوار او هم اوست غمخوار وطن دکتری فهمیده
بیشتر بخوانیدای تو را خوانده جهان خرّم و خندان، ایرانچه کسی قافیه کردهست تو را با “ویران”؟ چه کسی ریخت به
بیشتر بخوانیدبیمهری اگر چه بیوفا هم جور از تو نکو بود جفا هم بیگانه و آشنا ندانی بیگانه کشی و آشنا
بیشتر بخوانیدساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست وآنچه در جام شفق بینی به جز خوناب نیست زندگی خوشتر بود در
بیشتر بخوانیدای بسر زلف تو سودای من،وز غم هجران تو غوغای منلعل لبت شهد مصّفای من،عشق تو بگرفته سراپای منمن شده
بیشتر بخوانیدای غایب از نظر به خدا میسپارمت جانم بسوختی و به دل دوست دارمت تا دامنِ کفن نکشم زیرِ پایِ
بیشتر بخوانیددلم از نرگس بیمار تو بیمارتر است چاره کن درد کسی کز همه ناچارتر است من بدین طالع برگشته چه
بیشتر بخوانید