ساقیا در نوش آور شیره عنقود را : مولانا
ساقیا در نوش آور شیره عنقود را در صبوح آور سبک مستان خوابآلود را یک به یک در آب افکن
بیشتر بخوانیدساقیا در نوش آور شیره عنقود را در صبوح آور سبک مستان خوابآلود را یک به یک در آب افکن
بیشتر بخوانیدراهیست راهِ عشق که هیچش کناره نیست آنجا جز آنکه جان بسپارند، چاره نیست هر گَه که دل به عشق
بیشتر بخوانیدگر می فروش حاجت رندان روا کندایزد گنه ببخشد و دفع بلا کند ساقی به جام عدل بده باده تا
بیشتر بخوانیددر این زمانه رفیقی که خالی از خِلَل است صُراحیِ میِ ناب و سَفینهٔ غزل است جَریده رو که گذرگاهِ
بیشتر بخوانیددوستان! شرحِ پریشانیِ من، گوش کنید داستانِ غمِ پنهانیِ من، گوش کنید قصهٔ بیسر و سامانیِ من، گوش کنید گفتوگویِ
بیشتر بخوانیدمیانِ مکثِ آبی میزنم گامشتابی سرخ میجوشد به جانم دلِ پیرم پُر از پرواز گردددر آن آبی رها از این
بیشتر بخوانیدگرچه وصلت نفسی میندهد دست مرا جز بیادت نزنم تا نفسی هست مرا من چو وصل تو کسی را ندهم
بیشتر بخوانیددر این زمانه رفیقی که خالی از خِلَل است صُراحیِ میِ ناب و سَفینهٔ غزل است جَریده رو که گذرگاهِ
بیشتر بخوانیدگر تو پنداری که رازم بیتو پیدا نیست هست یا دلم مشتاق آن رخسار زیبا نیست هست یا ز عشق
بیشتر بخوانیدماهرویا ز غم عشق نگه دار مرا مگذر از بیعت دیرینه و مگذار مرا به محالی و خطائی که تو
بیشتر بخوانید