لالهرخا! سمنبرا! سروِ روان کیستی؟ :خاقانی شِروانی
لالهرخا! سمنبرا! سروِ روان کیستی؟ سنگدلا! ستمگرا! آفتِ جانِ کیستی؟ تیرقدی، کمانکِشی، زُهرهرُخی و مهوشی جانْت فدا که بس خوشی،
بیشتر بخوانیدلالهرخا! سمنبرا! سروِ روان کیستی؟ سنگدلا! ستمگرا! آفتِ جانِ کیستی؟ تیرقدی، کمانکِشی، زُهرهرُخی و مهوشی جانْت فدا که بس خوشی،
بیشتر بخوانیدمیوه ی ممنوعه چیدن را که حوّا باب کردآدم اخراج از بهشت با صفا را باب کرد چونکه قابیل از
بیشتر بخوانیدای نسیمِ سحر آرامگَهِ یار کجاست؟ منزلِ آن مَهِ عاشقکُشِ عَیّار کجاست؟ شبِ تار است و رَهِ وادیِ اَیمَن در
بیشتر بخوانیدماهى به آب گفتا ، من عاشق تو هستم…از لذت حضورت ، مى را نخورده مستم!! آیا تو میپذیرى ،
بیشتر بخوانیداز محبت تلخها شیرین شودوز محبت مسها زرین شود از محبت دردها صافی شود وز محبت دردها شافی شود از
بیشتر بخوانیدندانم کجا دیدهام در کتابکه ابلیس را دید شخصی به خواب به قامت صنوبر به طلعت چو ماهبرازنده بزم و
بیشتر بخوانید چنین گفت زرتشتِ فرخنده خوـ ره رستگاری بیاموز از او ـ بیارای همواره جان وُ تنتبه پندار وُ گفتار
بیشتر بخوانیدگرم بازآمدی محبوبِ سیماندامِ سنگیندل گُل از خارم برآوردی و خار از پا و پا از گِل ایا باد سحرگاهی!
بیشتر بخوانیدصَحنِ بُستان ذوقبخش و صحبتِ یاران خوش است وقتِ گل خوش باد کز وی وقتِ میخواران خوش است از صبا
بیشتر بخوانیدخوبان اگر که منع نگاهی به ما کنند ما شکر میکنیم اگر اکتفا کنند منت کشیم و ناز کشیم و
بیشتر بخوانید