آسودگی کجا دل بیتاب من کجا: اسیر شهرستانی
آسودگی کجا دل بیتاب من کجا شوق سفر کجا و قرار وطن کجا در پرده جذبه گر نشود رهنمای شوق
بیشتر بخوانیدآسودگی کجا دل بیتاب من کجا شوق سفر کجا و قرار وطن کجا در پرده جذبه گر نشود رهنمای شوق
بیشتر بخوانیدزلفآشفته و خِویکرده و خندانلب و مست پیرهنچاک و غزلخوان و صُراحی در دست نرگسش عَربدهجوی و لبش افسوسکنان نیم
بیشتر بخوانیدگفتم ای سلطانِ خوبان رحم کن بر این غریب گفت در دنبالِ دل، رَه گُم کُنَد مسکین غریب گفتمش مَگذر
بیشتر بخوانیدلالهرخا! سمنبرا! سروِ روان کیستی؟ سنگدلا! ستمگرا! آفتِ جانِ کیستی؟ تیرقدی، کمانکِشی، زُهرهرُخی و مهوشی جانْت فدا که بس خوشی،
بیشتر بخوانیدمیوه ی ممنوعه چیدن را که حوّا باب کردآدم اخراج از بهشت با صفا را باب کرد چونکه قابیل از
بیشتر بخوانیدای نسیمِ سحر آرامگَهِ یار کجاست؟ منزلِ آن مَهِ عاشقکُشِ عَیّار کجاست؟ شبِ تار است و رَهِ وادیِ اَیمَن در
بیشتر بخوانیدماهى به آب گفتا ، من عاشق تو هستم…از لذت حضورت ، مى را نخورده مستم!! آیا تو میپذیرى ،
بیشتر بخوانیداز محبت تلخها شیرین شودوز محبت مسها زرین شود از محبت دردها صافی شود وز محبت دردها شافی شود از
بیشتر بخوانیدندانم کجا دیدهام در کتابکه ابلیس را دید شخصی به خواب به قامت صنوبر به طلعت چو ماهبرازنده بزم و
بیشتر بخوانید چنین گفت زرتشتِ فرخنده خوـ ره رستگاری بیاموز از او ـ بیارای همواره جان وُ تنتبه پندار وُ گفتار
بیشتر بخوانید