
از ابتدای سال جاری که پس از جلسات فراوان، دستمزدها «به مثقال» اجازه افزایش یافتند، قیمت ها «به خروار» و نشسته بر روی اسبی سرکش و مهار نشدنی، در حال تاخت و تازند. در این میان، سرنوشت محتومِ قشر «فرودست» جامعه که از پیش معلوم است و جایی است در حد فاصلِ زندگی و فنا. دوستان «سرمایه دار» و لاکچری باز هم، که همیشه برنده بازی تحریم و تورم هستند و با تبدیل سرمایه از طلا به دلار، از دلار به بورس و از بورس به زمین، جوجههای زیادی برای شمردن در پاییز احتکار کردهاند. در کنار همه اینها اما، این طبقه «متوسط» است که باید از این هرج و مرج، گلیمش را از آب بیرون بکشد و ازماراتنِ افزایش قیمت کالاهای مصرفی، سربلند بیرون بیاید.
رقابت، رقابت جوانمردانهای نیست؛ چرا که طبقه متوسط با درآمد ثابت، مثل یک بندباز سیرک در حال تنظیم موجودیِ ته کارت با هزینههای زندگی است، از اجاره خانه تا خوراک و پوشاک و آموزش؛ هزینههای که هر روز آپدیت شده و «میلِ صعود» در سر دارند. با همه اینها، اگر به لطف سیاست گذاری دولت و تصمیم سازانِ عزیزتر از جان! با همین فرمان پیش برویم، از تقسیم بندی سه گانه بالا، به «سرمایه دار» و «فرودست» میرسیم و طبقه متوسط به سمت پایین دره و شیب منفیِ پُردستاندازِ زندگی، رهسپار میشود.
البته این تغییر طبقه، به یک باره انجام نخواهد شد و همراستا با تلاطم قیمتها، برخی الگوی مصرفشان را تعدیل میکنند؛ به این صورت که هزینههای فرهنگی و تفریحی از سبد خانوار حذف میشود و کتاب، مجله، کنسرت، سینما و مسافرتِ سالی یک بار، رنگ و بوی افسانه به خود میگیرد. برخی دیگر، با دوشیفت کار کردن، اسنپ و تپسی و…برای بازگشت به دوران باشکوه بنزین هزارتومانی و دلار چهار تومانی، تلاش میکنند؛ اما ناگفته پیداست «این ره که میروند به ترکستان است…» و «ترکستان» همان جاست که هفته گذشته «دلار» عشقش کشید در کانال ۱۸ هزار تومان، نزول اجلال کند و «سکه» هم با تابلویِ ۷ میلیون و ۶۵۰ هزارتومان، سوت زنان از کنار بانک مرکزی رد شد!