
- عطف به صحبتهای آقای خامنهای در خصوص رابطه با آمریکا، خدمت بزرگان اصلاحات عرض میکنم این آرزو که رهبر نظام سیاست راهبردی خود را تغییر دهد و اجازهٔ احیای رابطهٔ ویرانشدهٔ ایران با آمریکا و غرب را بدهد یک آرزوی محال است. احتمال وقوع چنین چیزی زیر صفر است. رهبر از مدتها پیش سیاست خارجی کشور را در مسیر ایستادگی در برابر غرب و همپیمانی با شرق ریلگذاری کرده است.
من خودم را جای رهبر میگذارم و از اصلاحطلبانی که خواهان برقراری رابطهٔ حسنه با غرب هستند میپرسم: «گیریم که برجام را احیا کردیم، حالا اگر ترامپ آمد و آن را دوباره پاره کرد تکلیف ما چه خواهد بود؟ من که نمیتوانم سرنوشت نظام را گره بزنم به این سیاست شل کن، سفت کن آمریکاییها….آیا متوجه نیستید که ما سالهاست متحد شرق شدهایم و خروج از این اتحاد ناممکن است؟ نمیبینید در جنگ اوکراین بزرگترین متحد روسیه هستیم؟ نمیبینید هشتاد درصد نفتمان را چین میخرد؟ فکر می کنید به همین سادگی میتوان تغییر اردوگاه داد؟ آیا متوجه نیستید که نبرد با آمریکا و اسرائیل در ذات و ماهیت نظام جمهوری اسلامی است و شما چطور از من توقع کاری را دارید که عمل به آن به مثابهٔ نفی تمامیت انقلاب اسلامی و مولود آن، جمهوری اسلامی، است؟»
حقیقتاً من یکی جوابی برای این پرسشها ندارم. فقط میتوانم به خودم، و بقیهٔ تحلیلگران و نظریه پردازان رفورمیست عرض کنم که: دورهٔ تحلیلهای آرزومندانه سپری شده است و مسائل ایران را باید بر اساس واقعیات عینی بررسی و تحلیل کرد.
تحلیل آرزومندانهٔ دیگر تحلیلگران اصلاحطلب دربارهٔ همین به اصطلاح انتخابات پیش روست. میفرمایند اگر بالای پنجاه یا شصت درصد مردم در انتخابات شرکت کنند موج خاکستری به راه خواهد افتاد و پزشکیان انتخاب خواهد شد و نقشهٔ اصولگرایان برای تسخیر کامل قدرت به هم خواهد خورد و غیره. خدمت این دوستان عرض میکنم آن کسی که انتخابات امسال را مهندسی کرده خیالش تخت تخت بوده که هرگز چنین اتفاقی رخ نخواهد داد. آن فردی که این انتخابات را مهندسی کرده بهتر از هر کس دیگری واقف به شکاف عظیم ملت-حکومت است؛ شکافی که پس از جنبش مهسا به درهای عمیق تبدیل شده که به این راحتیها پر شدنی نیست. اما تحلیلگران اصلاحطلب ما ظاهراً هنوز متوجه عمق این شکاف نشدهاند یا خودشان را به نفهمیدن میزنند. احتمالاً روز شنبه متوجه عمق شکاف خواهند شد.
ــــــــــــــــــ