در حالی که خامنهای با نوعی خوشحالی به بهرهبرداری از تیراندازی و انفجار در تهران در رابطه با دخالت در سوریه پرداخته و میگوید «اگر چنانچه جمهوری اسلامی در آن نقطهای که مرکز اصلی این فتنههاست ایستادگی نمیکرد، ما تا حالا گرفتاریهای زیادی از این ناحیه در داخل کشور داشتیم» ؛ آمد نیوز می نویسد: سپاه پاسداران که یکی از اصلیترین بازیگران در معادلات امروز (نظام) و منطقه است خسارات و بهرههای مشخصی را از این حادثه میبرد. (به) سپاه پاسداران در دوران انتخابات بهعنوان عمدهترین بخش حامی لطمات جدی وارد آمد، ترمیم این لطمه تقریباً ناممکن به نظر میرسید، اما این اتفاق میتواند امکان یک تبلیغات مؤثر را فراهم آورد.
آمد نیوز میافزاید: بعد از دیدار ترامپ از عربستان و تشکیل محور ضد (نظام) و همچنین قطع ناگهانی روابط کشورهای عمده عرب با قطر که از متحدان (نظام) در منطقه به حساب میآمد، (نظام) نیازمند این بود تا بتواند در مواجهه با این مشکل خود را در زمرهی کشورهای عمدهی قربانی تروریسم معرفی کند که این تا حدودی بابی را در این مهم گشود.
آمد نیوز در ادامه نوشته است: بیم تاثیرگذاری روحانی بر نظرات و تصمیمات خامنهای شاید بزرگترین کابوس سپاه پاسداران محسوب شود. اتفاق روز چهارشنبه را شاید بتوان چنین توصیف نمود: «آب پاکی بر روی هر گونه موضع نرمش حداقلی آقای خامنهای»، این همان خواست و سیاست مطلوب سپاه پاسداران بوده است.
آمد نیوز در پایان مینویسد: سپاه پاسداران به دلایل مختلف از ایجاد یک فضای امنیتی در داخل کشور در شرایط کنونی سود خواهد برد. اول شروع پروژهی تحت فشار قرار دادن دولت و دوم، تدارک زمینههای لازم برای تعیین (جایگزین خامنهای) که مدتهای زیادیست زمزمهی بسیاری از محافل بوده است.
در همین رابطه کیهان ۱۸/۳/۹۶ با کنایه به روحانی نوشت: آنان که امنیت و سرنوشت و منافع (نظام) را قربانی مطامع زودگذر سیاسی و جناحی میکنند، آیا از حوادث دیروز درس میگیرند؟. این حادثه حاوی هشدارهای عمیقی برای اهل سیاست بود. آن هم اینکه همه ما سوار بر یک کشتی هستیم.
الیاس نادران، عضو سابق مجلس در تویتر شخصی ۱۷/۳/۹۶خطاب به روحانی نوشت: اگر تروریستها را میگرفتند باید چه میکردند که امثال شما بعدها انگی نزنند؟ امیدوارم کشته شدن جنایتکاران فردا سوژه انتخاباتی نشود!
فارس نیز روز چهارشنبه ۱۷/۳/۹۶ همزمان با جریان داشتن حوادث تهران با درج اظهارات آخوند خسروپناه نوشت: «حادثه تروریستی امروز مشابه جنایتهای منافقین در دهه ۶۰ است آیا اکنون باید جای شهید و جلاد عوض شود؟».
فارس افزود: حادثه دلخراش تروریستی امروز در مجلس و (قبر) خمینی جامعه ایران را به یاد جنایت های منافقین در دهه شصت میاندازد، حال باید تصمیم گرفت چه برخوردی با این تروریست ها باید کرد. قوه قضایی و نهادهای امنیتی باید این مجرمین و قاتلان را بگیرند و محاکمه و اعدام کنند، شاید سی سال آینده همچون زمان حاضر جای شهید و جلاد را تغییر دهند».
فارس همچنین نوشت: «اینک مخالفان مبارزه در مناطق عراق و سوریه دریابند که چقدر امنیت شیرین و ناامنی تلخ است».
در همین حال، شاهدان صحنه از مشکوک بودن ورود افراد مسلح به داخل مجلس حکایت دارد. یکی از شاهدان گفته است:
ما منتظر بودیم تو صف انتظار. از فاصله دور با اسلحه بزرگ از هال زدند، حالا ما که به پایمان خورده، یک خانم از جنوب آمده بود، از سرش زدند، از قلبش زدند، همه را، طرف رویش را پوشانده بود تکتک تق تق از سر و قلب فقط میزد فرار میکرد. خیلی خونسرد، ما را حتی نگذاشتند یک خودکار ببریم داخل، همینطوری فقط گفتند کاغذ و مدارکتان را میبریم بالا، چطور میشه توی قوه مقننه، توی بهارستان با اسلحه میان داخل. هیچ مأمور نیروی انتظامی آنجا نبود. وسایل امنیتی نبود.
ضد و نقیض گویی در خبرهای سپاه پاسداران و سایر رسانه ها قابلتوجه است: معاون دبیر شورای عالی امنیت اعلام کرد، عاملان انفجار در قبر خمینی و تیراندازی در مجلس ایرانی بودند. این در حالیست که رسانههای حکومتی از جمله تابناک ۱۷/۳/۹۶ اعلام کرده بودند، آنچه از لهجه تروریستها مشخص است، این است که این افراد به هیچ عنوان عرب ایرانی نبوده و حتماً غیرایرانی هستند.
در ادامه خبرهای متفاوت منتشر شده از سوی حکومت، وزارت اطلاعات طی اطلاعیهیی، بر هویت ایرانی ۵تن از عوامل داعش تصریح کرد. این اطلاعیه در حالیکه ۵اسم کوچک ایرانی را ذکر کرده، اضافه میکند: «بنا بر برخی ملاحظات، از انتشار نام خانوادگی آنها»، خودداری میکند. شمار کشته شدگان این حوادث که در اطلاعیه وزارت کشور رژیم ۱۲تن اعلام شده بود، روز پنجشنبه در برخی از خبرگزاریها و رسانهها ۱۶یا ۱۷تن ذکر شده است.
این وسط رئیسی هم بیرون میپرد و با ذوقزدگی از حوادث انفجار در قبرخمینی و تیراندازی در مجلس، به توجیه جنایات خودش در قتلعام ۶۷ می پردازد و در اطلاعیهیی میگوید: سازمان دهندگان آنها گویا فراموش کردهاند که (نظام) در دهههای گذشته نیز برای چند سال متمادی، تجربه «ترور فراگیر» را از سر گذراند و ۱۷هزار نفر (کشته داده) است.
گوبلز وزیر تبلیغات هیتلر میگفت: وقتی یک حکومت دچار ضعف مدیریتی و فساد و ناکارآمدی و فلاکت اقتصادی شود و وقتی نتواند نیازهای ابتدایی مردمش – از قبیل نان و کار و رفاه و امنیت و اعتبار و آسایششان – را تامین کند، با موجی از نارضایتی و خشم و اعتراض عمومی مواجه میشود و کشور به سوی انقلاب و سقوط حکومت پیش میرود. در چنین حالتی حکومت باید اذهان عمومی را به سوی یک موضوع فرعی، اما بزرگ منحرف کند… باید وارد یک جنگ شود. حکومت باید برای ملت دشمن بتراشد. دشمنان خارجی، دشمنان داخلی. اگر دشمن واقعی پیدا نشد، حتی دشمن خیالی… باید دائما از توطئهها گفت، از نقشههایی که دشمنان برای ما میکشند… باید از هر فرصتی و هر حادثهای برای راه انداختن یک جنگ تبلیغاتی استفاده کرد. باید دائما درگیر بود؛ درگیر جنگ، درگیر تبلیغات علیه همسایگان، علیه کشورهای قدرتمند، علیه سازمانهای جهانی… باید بحران ساخت. رمز موفقیت و ماندگاری حکومتهای ضعیف در وضعیت جنگی و بحرانهاست. در جنگها و بحرانها است که مردم بدبختیهای مالی و شغلی و شخصی و معیشتیشان را فراموش میکنند و با حکومت همدل میشوند و این بهترین فرصت برای سرکوب منتقدان داخلی است. کشور که آرام شود، مردم طلبکار حکومت میشوند. باید کشور را دائما در حالت جنگی نگه داشت. باید کاری کرد که مردم وقتی به هم می رسند، دائما از جنگ و از دشمن بگویند.
می بینید! خلاصه ماجرای کشته شدن تعدادی انسان بیگناه باعث شد که: اذهان منحرف شد! دشمن برای مردم تراشیده شد! کسی دیگر نمیتواند به راحتی مطالباتی را که از دولت دارد پس بگیرد! میلیاردها تومان سپرده مال باختگان چپاول شد کسی راحت نمیتواند جلوی مجلس بیاید! بسیج آتش به اختیار شد، کسی نمیتواند جلوی آنها را بگیرد و رییسی قتل عام هزاران زندانی را توجیه کرد! و سپاه پاسداران که در دوران انتخابات لطمات جدی را متحمل شد، به این شکل ترمیم میشود و با این اتفاق امکان یک تبلیغات مؤثر برایش فراهم میگردد!.